روابط آدم ها با هم، پیچیدگی های بسیاری دارد. قوانین حاکم بر این عالم و سنت های خداوند هم شاید در ظاهر، به چشم نیایند. اما چه ما توجه کنیم و چه بدون توجه از کنارشان بگذریم، بر زندگی ما سایه افکنده اند.
اگر قرار است داستان، پنجره ای از حقیقت را به روی خواننده باز کند، و صرفا یک اتفاق تخیلی و موهومی بی خاصیت را به نمایش نگذارد، نویسنده باید از آن روابط و قوانین و سنت های جاری هستی، سر دربیاورد. داستان، می خواهد انسان و قواعد حاکم بر حیات او را نشان دهد؛ چه کسی اگر چه کار کند، چه می شود… مثلا دقت کنید، همین فیلم های لوه ای که ساخته می شوند و نشان می دهند که دخترها و پسرها دارند با هم می روند تفریح. بعد در داستان، خودش انتخاب می کند که با چه کسی باشد که موفق بشود و چه کسی چه حادثه ای برایش پیش بیاید تا بقیه حس دلسوزی بکنند. داستانی را ترسیم کرده که بالاخره حادثه شکل بگیرد و مخاطبان، پیگیری کنند(۱) اما در واقع امر، برای همین آدم های به ظاهر شاد و سرخوش، اتفاقات ناگواری می افتد که در چنین داستان هایی، به دلیل جذب مخاطب، خبری از آنها نیست.

سید علی شجاعی، نویسنده جوان مجموعه داستان «عاشقی به وقت کتیبه ها» نسبتا به شناخت خوبی از این سنت ها رسیده و بعضی از آنها را در داستان های این مجموعه، به تصویر کشیده است. آنچنان که در داستان آخر (البته اگر بشود نام داستان بر آن گذاشت، که در این باره هم خودش سخن گفته) اینچنین آمده است:
«ما آدم های نامردی هستیم و خیلی هم بی معرفت، به زنمان، فرزندمان، پدر و مادرمان و رفیقمان هم رحم نمی کنیم… حرف همین بود؛ حالا از سر بد اقبالی من که نمی توانستم ده صفحه پشت هم فقط بنویسم «ما آدم های نامردی هستیم و خیلی هم بی معرفت»، شرکت مهندسی زدیم و حبیب و پروین و پدر و قتل و اعدام و از این قصه ها…» (صفحه ۱۲۵، ۱۲۶) این نوشته های پایانی کتاب، مربوط می شود به داستان اول مجموعه، «سیاهی چکیده بر همیشه این روزها». مردی که متهم است به کشتن همسر و دوست صمیمی اش، تعریف می کند که چند سال قبل، با سرمایه پدر و با شراکت دوستش، شرکتی تاسیس می کند و وقتی می بیند پدر و دوستش، فرصت ندارند در ریز جزئیات امور مالی شرکت وارد شوند، پنهانی ده درصد بیشتر از سهم خودش را از روی سود به دست آمده برمی دارد. با جلوتر رفتن داستان، مشخص می شود که وارد شدن این مال حرام در زندگی اش، چه حوادثی را در سال های بعد برایش رقم می زند و چه اتفاقاتی برایش می افتد.
شاید با خواندن این سطور، مجموعه «کلید اسرار» یا نسخه ایرانی شده اش «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» برایتان تداعی شود. اما واقعیت این است که در مجموعه های مذکور، فردی که مرتکب گناهی می شود، خیلی زود سزای کارش را می بیند. مثلا اگر مال یتیم خورده باشد، همان روز در خیابان تصادف می کند و فلج می شود. یا اگر کار خیری انجام داده، اتفاق خوبی برایش می افتد که به نظرم چنین مجموعه هایی، آدمی را معامله گر و تاجر بار می آورند. البته شاید در حقیقت، گاهی چنین اتفاقاتی هم رخ بدهد و فرد، خیلی زود نتیجه رفتار خوب یا بدش را ببیند. اما این موضوع، همیشگی نیست و در مورد اغلب افراد مصداق ندارد.
اما فرق داستان های کتاب «عاشقی به وقت کتیبه ها» با چنین سریال های عامه پسندی این است که کسی تقاص پس نمی دهد. بلکه نتیجه طبیعی رفتارش بر اساس سنت های جاری در امور هستی، محقق می شود. مثلا اگر پدری، جایی می توانسته شاگرد مغازه ای باشد که صاحبش اهل رباست، اما تن به شاگردی نداده، سال ها بعد پسرش، تن به فلان گناه نمی دهد چون لقمه حرام از گلویش پایین نرفته است. نه اینکه اگر به جرم رباخواری کارفرما، از کارکردن در مغازه، سرباز زد، همان روز خدا یک شغل پردرآمد سر راهش قرار دهد که یک شبه، ثروتمند شود. این دو نوع اتفاق، تفاوت زیادی با هم دارند.
سید علی شجاعی در یکی از مصاحبه هایش پیرامون داستان های این کتاب چنین گفته است:
«در این کتاب به دنبال تلنگری به خواننده و البته به خودم بودم و اینکه یک سری قواعد در خلقت وجود دارد که ما از آنها بی‌اطلاعیم و آنها را فراموش کرده‌ایم و به تبع این بیسوادی نسبت به قوانین عالم، مشکلاتی برایمان به وجود آمده است. فضای تلخ در برخی داستان‌ها تجربی است. البته این تلخی را خیلی وقت‌ها در زندگی نمی‌توانیم حل کنیم، چون منشا آن را نمی‌شناسم. در این داستان‌ها شاید به گونه‌ای نجات یافتن با اتصال به فطرت و درون انسانی و نیروی برتر اتفاق می‌افتد و این‌گونه است که در تلخکامی‌ها و رنج‌ها راه رهایی خواهیم یافت.»

برای داستان نویس بودن، صرفا شناخت عناصر داستان و دانستن تکنیک نوشتن، کافی نیست و داستانی که قرار است بیدارگر باشد، نیاز به بیداری نویسنده اش دارد و باید اذعان کرد که نویسنده ی مجموعه مذکور، به خوبی از عهده این امر برآمده است.

«عاشقی به وقت کتیبه ها» دومین مجموعه داستان سید علی شجاعی است که انتشارات «کتاب نیستان» آنرا منتشر کرده و تجدید چاپ شده است. از این نویسنده جوان، پیش از این، مجموعه داستان «ستاره هایی که خیلی دور نیستند» منتشر شده است.

_________________

۱) همشهری داستان، شماره هفت، صفحه ۲۵۳، از صحبت های حاج آقا پناهیان

این نوشته در وب سایت لوح: اینجا

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious