هر از گاهی اس ام اس یا ایمیل هایی برایم می آید که می خوانم و از کنارشان رد می شوم. ایمیل هایی مبنی بر اینکه مثلا «دوازده صلوات بفرست و این ایمیل را برای دوازده نفر بفرست تا حاجتت را بگیری.» یک بار اس ام اسی رسید که بدون اغراق، بیشتر شبیه شوخی بود. چیزی شبیه به این: «چهارده بار یا فتاح بگو و این اس ام اس را برای چهارده نفر بفرست، فردا ساعت ۱۰:۳۰ صبح، خبر خوبی می شنوی. اگه شک داری امتحان کن!!» چیزی که باعث شد من آن اس ام اس را شوخی تصور کنم، ساعت دقیق خبر خوبی بود که وعده داده بودند به شنیدنش.

یکی از آسیب های بزرگی که چنین پیام هایی دربر دارند، امتحان کردن ذکر و دعاست. یعنی ما در مقامی هستیم که باید فلان دعا را امتحان کنیم ببینیم خدا راست گفته یا نه؟ یا باید با نهایت ادب و بندگی، در کمال خضوع، دعا را بخوانیم و حتی طلبکار خدا نباشیم که حالا که این دعا را خواندم، تو موظفی حاجتم را بدهی.

(اصلا دوست ندارم این قدر مستقیم پیام بدهم. اما بارها در همین نوشته ها، سربسته گفته ام و خیلی از دوستان عزیز، ایراد گرفته اند که چرا سر انگشتت این شکلی است.)

در مقابل، اس ام اس هایی می آیند و دعوت به گفتن ذکر خاصی می کنند. اما نه وعده خبر خوش می دهند و نه امر به فوروارد به تعداد خاصی از دوستان. فکر نمی کنم لازم باشد تاکید کنم که من این گروه از پیام ها را، از گروه اول جدا می کنم و در این نوشته، مد نظرم نیستند.

اما این بار ایمیل مشابهی، از یک جوان تحصیل کرده، متدین و وجیه گرفتم، که باعث شد سکوتم در این مورد بشکند:

این اسامی خداوند را برای ۱۱ نفر بفرستید و انشالله یزرگترین مشکل زندگیت  به اذن خدا حل میشود . حتی اگر باور ندارید  امتحان کنید

یا الله یا کریم یا أول یا آخر یا مجیب یا فارج الهمّ،  ویا کاشف الغمّ،  فرّج همی ویسّر أمری وارحم ضعفی وقلة حیلتی وارزقنی من حیث لا أحتسب یا ربّ العالمین  قال رسول الله صلّى الله علیه و آله وسلّم:
“من قرأ هذا الدعاء وأخبر الناس به فرّج الله همّه”

خوب پایان این دعا آمده که هر کس خواند و مردم را خبر کرد، خداوند فرجی حاصل می کند. تا اینجایش مشکلی نیست. اما حقیقتا، این عدد ۱۱ از کجا آمده؟ این جمله «بزرگترین مشکل زندگیت» از کجا آمده؟ البته اگر خداوند اذن دهد و اراده کند، بزرگترین مشکل زندگی هم می شود که حل بشود. ولی اینکه ما دیگران را صرفا دعوت کنیم به دعایی و وعده حل شدن بزرگترین مشکل زندگی را بدهیم به شرط ارسال برای یازده نفر، شاید بدعتی باشد که ما بنا کرده ایم. چون در تعالیم ما و آیات و روایات معصومین، چنین لحنی وجود ندارد.

من برای فرستنده ی ایمیل مذکور چنین نوشتم:

« سلام
البته شکی نیست در کریم بودن، مجیب بودن و فارج الهم بودن پروردگار. که  خودش فرموده مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را.
اما اینکه این روزها مد شده است برای برآورده شدن حاجات، به چنین اموری متوسل شویم که این تعداد صلوات بفرست و به فلان تعداد خاص هم فوروارد کن تا دعایت مستجاب شود، دیگر بدعت محسوب می شود.
انشاالله جزء بدعت گذاران نباشیم.»

و او چنین پاسخ داد:

«گفت موسی کاش چوپان می شدم»

آیا با این استدلال، می شود هر اشتباهی مرتکب شد و گفت من می خواهم شبان باشم؟!

بماند که حضرت موسی، نخواسته چوپان باشد. وقتی در مرتبه موسی (بلا تشبیه) قرار می گیری، دیگر باید خیلی بیشتر از یک شبان ساده مواظب کلام و رفتارت باشی. چون تو دیده ای آنچه را که شبان نه دیده و نه حتی شنیده.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious