نوشته شده توسط مادر

روزهای قبل از عید، در تکاپو هستیم، کفش نو، لباس نو… ذوق و شوق داریم از بازار داغ شب عید عقب نمونیم. برای بچه ها حتی اگه لباس مهمونی های قبلی شون نو مونده، اما عشق می کنیم بازم لباس های خوشگل بخریم. برای یه بچه چقدر هزینه می کنیم؟ بلوز، شلوار، کفش، اگه دختر باشه پیراهن های دخترونه که واقعا وسوسه انگیز هستن و آدم نمی تونه خودشو کنترل کنه (سنگ بشم اگه خودمو مستثنا کنم)

اما توی همین حال و هوای قشنگ بهاری که لبریز از ذوق و شوقیم، پدر و مادرهایی هستن که فقط ناظر خوشحالی های ما هستن و فقط آه می کشن که بچه هاشون باید همون لباس کهنه های قبلی رو بپوشن و فقط حسرت می خورن.

عکس دختر کوچولویی که چون کسی را نداشت که مراقبش باشد، همراه پدرش به محل کارش می رفت و در ساختمان سازی به او کمک می کرد.

این روزها، وقتی داریم لباس ها رو زیر و رو می کنیم تا خوشگل ترین ها رو برای بچه هامون بخریم، دل مون رو بذاریم پیش اون بچه ها. اگه خیلی هنرمند باشیم، یه دست لباس نو هم می گیریم و به بچه ی بی بضاعتی که شاید دور و برمون اگه درست نگاه کنیم حتما پیداش می کنیم هدیه می دیم. اگه هم کمتر هنرمند هستیم، می تونیم بریم سراغ کمد لباس بچه مون، یکی دو تا از لباس هاش رو که کوچیک شدن اما هنوز نو هستن برداریم، ازشون دل بکنیم و هدیه بدیم. آخه مشکل اینه که ما از لباس های کوچیک بچه ام نمی تونیم دل بکنیم. بیاین با این مشکل خودمون دست و پنجه نرم کنیم.

بیاین لبخند رو به بچه های دیگه هم هدیه بدیم.

***

اگه دوست داشتید، به سبک این موج های وبلاگی، شما هم قدمی در این زمینه بردارید. یاعلی بگید، احسان کنید و یادداشتی هم در وبلاگ کوچولوی دلنبدتون بنویسید. شاید امسال با این کار کوچیک، چند تا بچه بیشتر از سال های قبل شاد بشن.

یا علی

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious