خدا جلوه دارد به پیشانی تو

فدای مناجات پنهانی تو

شب روشن کوچه های مدینه است

پر از ریسه‌های چراغانی تو

به لب آورد جان داودها را

نوای تو الحان قرآنی تو

تو بر کوهسار معارف نشستی

زمین تشنه ی دست بارانی تو

حسینیه ای، سفره دار حسینی

که هر شب بود شام مهمانی تو

فراوانی از تو، سلیمانی از تو

مسلمانی از تو، ادب دانی از تو

دعاهای روحانی از تو

به کعبه رجز خوانی از تو

احادیث طوفانی از تو

روایات نورانی از تو

عنایات سبحانی از تو

نفس های رحمانی از تو

و سلمانی از تو

علی گویی از تو، علی خوانی از تو

دل ما و دربار سلطانی تو

چه خوش سرفرازی، چه خوش سر به زیری

امیری حسین و نعم الامیری

* * *

طلوع شکوهت بدایت ندارد

کرم خانه ی تو نهایت ندارد

نگاه تو قبل از دعا، داده حاجت

به اظهار محتاج عادت ندارد

به جایی که یوسف دریده گریبان

دل ما نیازی به غارت ندارد

از این محشری که به پا کرده پیداست

که رنگی به پیشت قیامت ندارد

به چشم تو غیرت، به تیغ تو صولت

به نامت صلابت، به دامن سخاوت

به بازوت قدرت، به پای تو همت

به دستت کرامت، پری از رشادت

شهامت، سعادت، بصیرت، مهابت، فتوت، مروت

به میدان مسلط، رجزها مسمط

که از برق چشمت، همه غرق حیرت

تو از آل عصمت، تو از بیت عترت

تو قامت قیامت، علی در هدایت

علی در عنایت، علی در قداست، علی در مهارت

و «ناد علی» دارد از تو حکایت، بدون تو عطری محبت ندارد

چنان سرفرازی، چنان سر به زیری

امیری حسین و نعم الامیری

* * *

ز تیغ ت سپاهی دلاور بریزد

ز تو یال و کوپال کافر بریزد

میان زمستان هم از دیدن تو

عرق از سر و روی لشگر بریزد

علی هستی و گر علی را بخوانی

فقط در نه، دیوار خیبر بریزد

از این هیبت چشمهایت بکاه و

نگاهی نما ترس قنبر بریزد

علی گفت هنگام صفین برگرد

ز خشمت دل شیر اشتر بریزد

اگر پرده ریزد مکرر بریزد

نه پر، سر بریزد، سراسر بریزد

ستمگر بریزد، به هم اول آخر بریزد

به گاهی، سپاهی، چو کاهی، به راهی، ز شاهی چو حیدر بریزد

عجب سر فرازی، عجب سر به زیری

امیری حسین و نعم الامیری

* * *

من از جنس شب های پر التهاب م

که در بند گیسوی پر پیچ و تاب م

اگر بر حریم حرم مستجیرم

فقط با نگاه شما مستجاب م

من و لطف باب الحوائج همین بس

بگو با تو باشد حساب و کتاب م

دعا کن حرم آیم و بر نگردم

که این عشق کرده ست خانه خراب م

خرابم، خرابم، خراب جواب م

تویی انتخاب م، که عالی جناب م

غم بی حساب م، ز داغ ت کباب م

و مشکت عذاب م

به یاد رباب م

پر از آب آب م

که می گفت زینب چه شد با رکاب م

کجایی سحاب م، کجایی نقاب م

دل زینبیه شده قرص با تو

که در سایه ی بیرق آفتاب م

تو و سرفرازی، تو و سر به زیری

به نی سر فرازی، به نی سر به زیری

امیری حسین و نعم الامیری

* * *

اجرا شده توسط حاج محمود کریمی، شب میلاد حضرت عباس، امامزاده علی اکبر چیذر

http://media.fotros.ir/Media/Archive/09_Mahe_Shaban/02_Milad_Hazrat_Abbas/1393/01_ma/ma93031106.mp3

111

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious