سلام

همه ی ما کم و بیش این روزها از طریق رسانه های مختلفی از جمله سایت ها و خبرگزاری ها و بیست و سی ها و اخبار تلویزیون و برنامه نود و … متوجه شدیم که در شب قرعه کشی جام جهانی ۲۰۱۴ چه اتفاقی افتاده است. عده ای از ما ایرانی ها رفته اند و در صفحه ی لیونل مسی مهاجم خوب تیم ملی آرژانتین که با ما در بازی های جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل هم گروه شده است کامنت هایی گذاشته اند به زبان فارسی، انگلیسی و فینگلیش. شامل محتویاتی از جمله تبریک، کل کل فوتبالی، فحش، ناسزا، حرف های رکیک، عکس های ناجور، مسخره بازی، لودگی، بگو بخند راه انداختن و گعده گرفتن، عذرخواهی و …

messi

این عده یا عده ای مشابه هم به صفحه ی خانمی که مجری قرعه کشی بود و گویا نوع لباس پوشیدن ش جوری بوده که باعث شد قسمت هایی از جریان قرعه کشی توسط صدا و سیما سانسور شود و پخش نشود و مجری برنامه یعنی عادل فردوسی پور هم به آن اشاره ای با چاشنی طنز و تحت عنوان «مجری منشوری قرعه کشی جام جهانی» داشت رفته اند و آنجا را هم از همین کامنت ها پر کرده اند و ذیل آخرین پست او هر چه دلشان خواست گفته اند و نوشته اند

اولا، به نظرم خلاقیت و نوآوری و ایجاد سوژه ی ایرانیان احتمالا باید در سطح جهان خیلی رتبه ی بالایی داشته باشد. من البته مطالعه و یا تحقیقی در این زمینه نکرده ام و این فقط یک حس است. احساس می کنم باید این چنین باشد.

ثانیا، حرف اصلی و قصدم از نوشتن این پست این است که بگویم به نظرم حالا که این اتفاق ها افتاده است و بار اول هم نیست، خیلى مسخره ست که یک جماعتى از ایرانى ها یک کارى می کنند و بعد همه ی دیگران، از عادل فردوسى پورگرفته  تا جمشید مشایخى می آیند و کار را تقبیح می کنند و آن هم به این صورت که میگویند «من قسم میخورم اینها ایرانى نبودند، ایرانى این کار را نمی کند، از ایرانى بعید است چنین کارهایی و… »
به نظرم خیلی مسخره است.
خوب این عده ایرانى بودند دیگر. ایرانی نبودند؟ پس کجایی بودند؟ از آمریکاى جنایتکار آمده بودند که ما را خراب کنند؟
ما هر روز شاهد رسوخ و شیوع نوعی سطحى نگرى، نوعی روحیه ی شاد و به اصطلاح کووول بودن (cool) نوعی بى مبالات بودن و به همه چىز نگاه مسخره کردن و سوژه کردن و خندیدن داشتن و جدى نگرفتن هستیم. آن هم نه در عده ای قلیل، بلکه در عده ی کثیری از مردم. همین مردم و همین جوانها و نوجوان های دور و برمان. نمونه هایی عینی دقیقا در همین پیامک هایمان و در هزاران جای دیگر.
بعد مدام همگی ماله میکشیم و راست و ریس می کنیم و لاپوشانی می کنیم و میگوییم: نه ما نیستیم!
جمشید مشایخى خودجوش با برنامه نود تماس گرفته و میگوید: «ایران دیار سعدى هاست» خوب! چه منافاتى دارد؟! بله ایران قبلا دیار سعدى ها و فردوسی ها و نظامی ها بوده، الان هم دیار یک سرى جوان فیس بوکی است که روحیه ای دارند که من اسمش را میگذارم «دلقک بازی». به زور که نمی شود گفت یک جمع کثیری از ما ایرانى نیستند و مثلا ایرانى نما هستند، ۱۰۰ هزار نفر در استادیوم آزادی که فحش خواهر و مادر نثار داور می کنند و کنار ما ایستاده اند، تماشاگر نیستند و تماشاگرنما هستند!
عده ای نگران وجهه ی بین المللی ایران و بازتاب این حرکت در رسانه های جهان شده اند و می پرسند جهان درباره ما با این حرفها چه فکرى خواهد کرد، خوب، هر فکرى بکند درست است دیگر. جهان فکر میکند عده اى از ایرانی ها که تعدادشان کم هم نیست، دلقک ند و هیچ چیزى برایشان جدى نیست، از مذاکرات ژنو گرفته تا قرعه کشی جام جهانی. خوب درست فکر می کنند دیگر. مگر جز این است؟!
به زور هم شده باید ما ملتى با فرهنگ بالا باشیم، حتى به دروغ؟!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious