سلام

متاسفانه برنامه های کودک تلویزیون بسیار برنامه های فکر نشده ای است و الحق والانصاف تاثیر زیادی هم دارد. کودکان ایرانی خیلی هاشان ساعات زیادی از اوقات خود را به تماشای تلویزیون می پردازند و از آن الگو و تاثیر می گیرند و آموزش می بینند. باز حداقل زمان ما، برنامه کودک یکی دو ساعت محدود در روز بود و از یک یا دو شبکه خاص پخش می شد اما الان با افتتاح شبکه پویا کودکان صبح تا شب پای تلویزیون هستند.

بسیاری از کارتون های خارجی مثل محصولات والت دیزنی که صاحبان آن همه صهیونیست هستند در لایه های پنهان خود آموزشهایی مطابق با معیارها و خواسته های شان را به صورت مخفی به خورد کودکان ما می دهند. نمی خواهم درباره این قضیه مبسوط صحبت کنم چرا که مقالات و گزارش های فراوانی وجود دارد و قابل پیگیری و تحقیق است.

اما مثلا همین کارتون تام و جری چه چیزی به کودکان آموزش می دهد؟ پلنگ صورتی چطور؟ این کارتون گربه و سه حشره که مدام او را اذیت می کنند چه؟

انصافا غیر از مسخره کردن دیگران، لج در آوردن، اذیت کردن، (عذر می خواهم) کرم ریختن، آزار و اذیت چیز دیگری دارند؟ گربه و موشی که مدام دارند همدیگر را اذیت می کنند در ذهن کودک ما چه چیزهایی حک خواهند کرد؟ آن سه حشره بی تربیت که مدام گربه را آزار می دهند و اشک او را در می آوردند و می خندند. همه ی بازی و سرگرمی و کارشان این است که بنشینند و برای هم نقشه بکشند و حال همدیگر را بگیرند. کودکان ما از اینها الگو نمی گیرند برای لجبازی؟ برای اذیت؟ برای سرکشی به جای محبت به هم نوع؟ کدام یک از این شخصیت ها متانت و آرامش را یاد می دهد و منطقی عمل کردن را. و اینکه رفتار مناسب و منطقی همه مشکلات را حل می کند..

کارتون گرگ و پرنده ی سریع را حتما دیده اید. گرگ بیچاره مثلا الاکلنگی درست می کند و یک طرف آن سنگ بزرگی می گذارد تا خودش روی طرف دیگر بپرد و سنگ پرتاب شود روی سر پرنده ی دونده. جدای از نفس جنگ و درگیری که در این داستان هست و خودش به تنهای قابل نقد است، متاسفانه آیتم ها اصلا منطقی هم نیستند. صرفا برای اینکه بیننده بخندد و دلش خنک شود همه منطق های ریاضی و فیزیک زیر پا گذاشته می شود. گرگ این طرف می ایستد سنگ توی سر خودش می خورد. آن طرف می ایستد باز هم می افتد روی خودش. بالا می رود همین. زیر می آید همین. دور می ایستد همین. نزدیک می شود همین. خوب بچه این همه بی منطقی را چگونه برای خود حل و فصل می کند؟! بعدا چگونه منطق درست را می پذیرد؟

شاید گفته شود تا یک روال منطقی شکسته نشود چیز خنده داری پیش نمی آید. سوال من این است که چقدر باید بخندیم؟ و خنده به چه قیمتی؟ بچه ما یاد بگیرد بخندد به زمین خوردن بقیه، به ضایع شدن شان؟ شاید گفته شود طبیعت سگ و گربه دنبال هم کردن است و طبیعت گرگ منفی است و اتفاقا ضایع شدن ش خوب است چون بدجنس است و می خواهد پرنده را بخورد. اما مگر ما مجبوریم کارتون هایمان را با شخصیت حیوان درست کنیم؟ ما برای آموزش کودکان مان باید از حیوانات استفاده کنیم؟ نتیجه چه می شود؟

خیلی عذر می خواهم اما نتیجه می شود همین حیوانات به ظاهر انسان که در سطح جامعه هستند. آدم هایی که مثل سگ پاچه دیگران را می گیرند. گرگ صفت هستند و از هیچ تلاشی برای نابودی رقیب فروگذار نمی کنند. مثل مار نیش می زنند. و و و  … یا اینکه اگر کسی زمین بخورد یا تصادف کند یا از پله بیفتد، اول همه خنده شان می گیرد بعد هم موبایل هایشان را در می آورند فیلم می گیرند. رفتارهای انسانی رخت بربسته و تبدیل به عجایب شده اند!

یک مساله دیگر هم عدم رده بندی کارتون ها و فیلم های تلویزیون است. دیگر در تمام شبکه های دنیا نوشتن +۱۸ و +۱۶ و رده بندی های اینچنین مرسوم شده است اما صدا و سیمای ما ساعت چهار بعد از ظهر روز تعطیل، فیلم فوق العاده عالی اما فوق العاده خشن شکارچی شنبه پخش می کند و دریغ از یک علامت هشدار دهنده. آن وقت فعالان و دلسوزان وب از چند روز قبلش خبرش را در شبکه های اجتماعی دست به دست می کنند و اخطار می دهند که حواستان به بچه های کوچک باشد. بانو می گوید من همین الان هم که کارتون هاچ زنبور عسل را می بینم وحشت می کنم از قیافه های ترسناک زنبورهای مهاجم. خوب اینها رده بندی می خواهد. شبکه ی پویا همین طور درهم و بی قاعده، هر چیزی را دست شان می آید پخش می کنند.

گاهی وقت ها واقعا خجالت می کشم و تاسف می خورم از این همه عقب ماندگی صدا و سیمای کشورم. در همه مسائل عقب و صرفا تقلیدکننده است. حتما باید bbc Persian ی راه اندازی شود تا اخبار ما بعد از سالها متحول شود. مسابقه ها اکثرا کپی هستند. فیلم سینمایی های هالیوودی را می گیریم و دوبله می کنیم و پخش می کنیم. همه ی حساسیت ما این است که یقه ی خانمی باز نباشد و ساق پایش پیدا نشود. کلا درباره مفهوم فیلم و کارتون و چیزی که در ذهن نقش بندی می شود تعطیل تعطیل تعطیل یم.

پی نوشت: البته از حق نگذریم. در زمینه آموزش رقص و آواز و آموزش شاد بودن به صورت کاذب انصافا کارهای خیلی خوبی انجام شده است که نباید از آنها چشم پوشید!

پی نوشت دو: توصیه شده کودکان بیشتر از نیم ساعت در روز تلویزیون نبینند چون جلوی رشد خلاقیت های ذهنی شون رو می گیره. خودم دکتر چشم هم رفته بودم پرسیدم ازش که اینکه تو مقاله نوشته در طول روز بیشتر از دو ساعت نباید به صفحا ال سی دی نگاه کرد درسته؟ گفت کاملا همین طوره. گفتم خوب من همش پای لپ تاپ هستم به واسطه کارم. خسته می شم تلویزیون ال سی دی نگاه می کنم. وسطای روزم همش چشمم به موبایل ال سی دی هست برای پیامک و ایمیل و غیره و ذلک. خندید و گفت خوش به حالت!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious