سلام.

 

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

 

حس الان من رو هیچ مادر داری نمی فهمه.

می گن حضرت آقای بهجت فرمودند: من ۴۰ روز بود که منتظر بلایی برای تهرانی ها بودم. بلای سختی که قرار بود بهشون نازل بشه (می گن زلزله ی عظیمی پیش بینی شده بوده) اما الان این شد که تعدادی از برگزیدان تهران رو به این صورت در مسجد ارک بردند و اونها شفیع مردم شدند یا رد شد به هر جال این بلا با این شیوه.

روز به روز بیشتر می فهمی که مادرت رو نشناختی محمدرضا.

از همون موقعی که آبجیت بهت می گفت و برات تعریف می کرد که مامان برای اینکه روت زیاد نشه جلو روت این کار رو نمی کرد ولی صبح قبل از اینکه بیدارت کنه گاهی ساعت ها بالای سرت می نشست و گریه می کرد و برات دعا می کرد که زندگیت سامان پیدا کنه …. تا همین الان.

مامان… منم می خوام بیام پیشت (عین این بچه دو ساله ها)

یکی از عزیزانم می گفت خیلی ظالمی که این عکس ها رو می ذاری. اگه ناراحت می شید بگید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious