سلام

۱- می گویند آدم ها در حساب رسی با هم برابر نیستند و نوع محاسبه برای هر فرد متفاوت با دیگری است. این از آنجاست که افراد در کسب معارف دین شرایط متفاوتی دارند. کسی که در حوزه علمیه درس می خواند با یک دانشجو و یک کاسب و … فرق دارند. کسی که در ایران زندگی می کند با کسی که در آمریکا یا اروپا یا جنگل های آمازون زندگی می کند فرق دارد. کسی که به اینترنت دسترسی دارد با آنکه در محرومیت اطلاع رسانی و رسانه های اجتماعی قرار دارد متفاوت است.

کسی که کتاب مرحوم حاج آقای دولابی را می خواند، سخنرانی آقای نقویان را گوش می دهد، سی دی آقای پناهیان را می بیند، دارد به داشته های خودش اضافه می کند. تعابیر جدید یاد می گیرد. دیدش نسبت به مسائل دینی بهتر و کامل تر می شود. به تعبیر من دارد مخرج کسرش بزرگ می شود. اگر معیار سنجش عملکرد افراد به چیزهایی که یاد گرفتند را یک عدد کسری در نظر بگیریم آن وقت عملکردهایمان قابل اندازه گیری می شود. عملکرد من اگر ۱۰۰ باشد و عملکرد دیگری ۹۰ این کافی نیست. باید دید مخرج کسرهایمان چه اعدادی است. اگر مخرج کسر من ۵۰۰ باشد و مخرج کسر او ۲۰۰ آن وقت او از من خیلی عملکردش بهتر است. او با داشته های کمتری نسبت به من خیلی بهتر عمل کرده است. او تقریبا نصف آنچه را که فهمیده عمل کرده ولی من ۲۰ درصد آن چه را بلدم عمل کرده ام.

۲- ما توصیه نشده ایم به اینکه از یادگیری و کسب معارف دوری کنیم. این حرف غلط است که برای بزرگ تر کردن مجموع عملکردمان بیاییم و مخرج کسر را ثابت نگه داریم و بگوییم تا به حال هر چه یاد گرفته ام بس است، الان دیگر باید عمل کنم. اما باید به این وضعیت توجه کنیم و نگذاریم گزاره ها و دستورات برای ما عادی شوند.

۳- شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک، گودر، گوگل پلاس و … پدیده های نوظهور بسیار خوبی هستند و می شود از آنها خیلی استفاده کرد. هر لایک و هر مثبت دادن یا انتشار مطالب در این شبکه ها یقینا حساب و کتاب دارد و باید دقیق بود. اما نکته ای که مغفول مانده اینکه نکند ما به جملات زیبا و تاثیرگذار عادت کنیم و برایمان عادی شود. نکند ما آدمهایی شده باشیم که وقتی جمله ساده و جالب و تاثیرگذاری از مثلا آقای دولابی می خوانیم خیلی سریع ذوق کنیم و به وجد بیاییم و تمام این وجدمان را با زدن دکمه لایک و شیر (share) تخلیه کنیم. یا موضوعات جالب را شکار کنیم برای نوشتن در وبلاگ مان. این جمله ها گفته شده اند برای تاثیر. این به وجد آمدن باید برای عمل کردن خرج شود. برای تلنگر خوردن و تصمیم گرفتن. برای حرکت کردن.

۴- اینکه از این شبکه ها انصراف دهیم و خداحافظی کنیم راه درستی نیست. چه بسا اگر خودمان را از مجاری کسب فیض دور کنیم اتفاقا عملکردمان ضعیف تر هم بشود. نباید این شیر آب را بست با این توجیه که کاسه هایمان سوراخ هستند. بلکه باید در عمل به دانسته هایمان بیشتر سعی کنیم. بارها شنیده ایم که وقتی از حضرت آقای بهجت دستور و توصیه می خواستند ایشان می گفتند همین هایی را که می دانید عمل کنید. توصیه جدید نیاز ندارید.

شبکه های اجتماعی در بین جماعت مذهبی هم اکنون کارکردش حداقل این است که ما غور می کنیم و بر می خوریم در بین بچه مذهبی ها. در بین دوستان هم عقیده مان. و هر روز در معرض شنیدن و خواندن جمله های خوب، مطالب مفید و جدید هستیم. اساسا وجود بین اینها برکت دارد. دوستی با این افراد برکت می آورد. برایمان سود دارد. اما لکل شیء آفت، هر چیزی آفتی دارد. باید حواسمان به آفت های این فضا هم باشد.

۵- یک بعدش این که مدیریت زمان داشته باشیم و زیادتر از حد در این فضا وقت نگذاریم. وبلاگ های خوب زیادند. حرف های خوب هم تمامی ندارند. به شخصه فیدهایم اینقدر زیاد است که نمی توانم صفرشان کنم و همیشه حدود ۸۰۰ مطلب نخوانده دارم. ولی گاهی که این مقدار بالا می رود و مثلا می رسد به دو یا سه هزار به یکباره همه را نخوانده صفر می کنم. نمی شود همه چیز را خواند. در انتخاب م دقت کردم و فیدهای خوب را گرفته ام ولی وقتم محدود است و باید در این محدودیت بگنجم وگرنه سودش تبدیل به ضرر می شود. وقت گذاشتن در گوگل پلاس و خواندن آیتم های رفقا هم همین وضعیت را دارد.

۶- یک بعدش هم این که حرف ها را اساسا بخوانیم برای عمل کردن. این نشود که تبدیل شویم به آدم هایی که می خوانند که ببینند ارزش لایک دارد یا نه. ارزش شیر کردن دارد یا نه. با یک نفر سر یک مطلب ساعت ها در قالب کامنت ها بحث نکنیم. از بالا نگاه کنیم و ببینیم به نسبت وقتی که داریم می گذاریم چقدر این بحث برای ما سود دارد و به صرفه است یا نه. کارهای تبلیغی در فضای وب عمدتا این آفات را دارند. برخی اصلا در وبلاگشان مطلب می نویسند که کامنت هایش را بخوانند. یک زمانی بود که وقتی مطلب می نوشتم، مدام و ساعت به ساعت می رفتم و هر کامنت جدید را می خواندم و جواب می دادم. بعدتر ها به خودم گفتم بگذار چند روز بگذرد و بعد چند دقیقه ای اختصاص بده و یکدفعه همه ی مثلا ۲۰ نظر ارسال شده روی مطلب ت را با هم بخوان. اینقدر وابسته نباش به نظرات. اینقدر چک نکن. اینقدر وقت نگذار. برنامه زمانی داشته باش.

۷- یک مطلب هم اینکه آقای قاسمیان می گفت: تا چیزی در خودت تثبیت نشده به دیگران نگو چون اثر نمی کند. دو بار که نماز شب خواندی برای دیگران از خوبی هایش وصف نکن. بگذار اول در خودت پا بگیرد، محکم بشود، بعد. حالا ما که همه مان می لنگیم و اگر بنا باشد به هم تذکر ندهیم بدتر می شود. اما حداقل حواسمان باشد اگر یک مطلب را بخوانیم و عمیقا متحول شویم و عمل کنیم و بعد با نیت خالص منتشرش کنیم یقینا بیشتر اثر می گذارد. دنبال عمل و اثر باشیم نه لایک و شیر و فالوورهای بیشتر!

ببخشید اگر خیلی به هم پیوسته نشد! لایک فراموش نشود به هر حال!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious