قبل نوشت:

منصوره جان در مطلبی تحت عنوان «پایان پوشک در سه روز» روشی را برای از پوشک گرفتن کودک توضیح داده که مطمئنا می تواند برای بعضی مادران راهگشا، کارآمد و مفید باشد. اما از آنجا که در این روش، فشار و استرس زیادی به مادر، کودک و فضای خانه (به لحاظ نجس شدن مبل و فرش و…) وارد می شود، بد ندیدم من هم روشی را که به کار گرفتم بنویسم تا هر مادری که در شرف این امر در ظاهر خطیر قرار دارد، بتواند با نگاه دو سویه و بر اساس شرایط خودش تصمیم بگیرد.

Baby-Walz-Kindertoilette-Potty-Kinder-Toilette

***

قبل از این که اقدام به «از پوشک گرفتن» کنم، مثل تمام مادران، ترس و واهمه داشتم. با دوستانی که این مرحله را پشت سر گذاشته بودند مشورت کردم ببینم آنها چه روشی در پیش گرفته بودند. چه روش هایی امکان بیشتری برای شکست خوردن دارند. چه ریزه کاری هایی را باید مد نظر قرار داد و…

سر انجام دست به کار شدم.

اولین قدم این بود که یک روز صبح، به محض اینکه دخترک بیدار شد، او را دستشویی بردم ببینم می تواند کارش را آنجا انجام دهد یا نه؟

خوب طبیعتا نتوانست. کمی بازی و خنده، و او را بیرون آوردم. فهمیدم که هنوز زود است. همین که کودک بتواند تفاوت محیط دستشویی را با جاهای دیگر را بشناسد و توانایی داشته باشد آنجا کارش را انجام دهد، می تواند قدم اول باشد.

پس قضیه را به یکی دو ماه بعد موکول کردم. زمانی که وقتی دوباره، صبح، به محض بیدار شدن از خواب که احتمال دستشویی داشتن کودک زیاد است، او را بردم، کارش را انجام داد و این اتفاق، فقط و فقط برای من یک نشانه بود. نشانه ی اینکه دیگر می توانم پروسه را شروع کنم.

بعد از آن، یکی دو هفته او را با مقوله ی توالت و دستشویی کردن و این چیزها آشنا کردم. برایش توضیح دادم. قصه گفتم. کتاب مرتبط خریدم. تا فکرش آمادگی لازم جهت این مساله را کسب کند.

و وقتی احساس کردم به لحاظ فکری آماده است، روش خودم را در پیش گرفتم.

عده ای می گویند بچه را یکدفعه باز کن و دیگر به هیچ وجه پوشک نکن تا یاد بگیرد و دوگانگی ایجاد نشود. عده ای هم بر عکس، گاهی بچه را باز می گذارند و گاهی او را می بندند و البته شاید کار خودشان را سخت کنند.

اما من، از روزی که تصمیم گرفتم، به یکباره پوشک را باز نکردم. با فاصله ی زمانی کاملا منظم، پوشک را از پایش باز می کردم. او را دستشویی می بردم. کارش را که انجام می داد برایش دست می زدم و خوشحالی می کردم. او را می شستم و دوباره پوشک می کردم.

تاکید می کنم با فاصله ی زمانی کاملا منظم.

برای مطهره، نیم ساعت به نیم ساعت بود. دوستم می گفت برای پسرش، این فاصله یک ربع یک بار بوده. فکر می کنم هر مادری باید زمان اختصاصی مناسب فرزند خودش را پیدا کند. مطهره زودتر از نیم ساعت به هیچ وجه دستشویی نمی کرد. اما اگر حواسم پرت می شد و این زمان، به چهل دقیقه می رسید -روزهای اول- حتما خودش را خیس می کرد. برای همین، سر نیم ساعت، او را دستشویی می بردم. البته همیشه هم فوری کارش را نمی کرد. گاهی کنار در دستشویی ده دقیقه یک ربعی می نشستم. اما سر انجام آن اتفاق می افتاد و هر دو خوشحال و دست زنان بیرون می آمدیم.

هر بار هم که پوشک مطهره خشک بود، تشویقش می کردم و نشان می دادم که تمیز بودن پوشک برایم مهم است.

چهار پنج روزی به این شکل گذشت و البته فاصله ی نیم ساعت، کمی بیشتر شد. چون دخترک توانایی بیشتری پیدا کرده بود. اما هنوز خودش آن جمله ی مهم را نمی گفت؛ «جیش دارم!»

بعد از آن چهار پنج روز که توانایی ش در کنترل زیاد شده بود و شناخت خوبی نسبت به حس دستشویی داشتن یا نداشتن پیدا کرده بود، او را باز گذاشتم و برایش توضیح دادم که دیگر بزرگ شده ای و لازم نیست پوشک ببندی و دیگر می توانی شورت بپوشی. البته چون فلسفه ی شورت آموزشی را نمی دانست، از شورت آموزشی استفاده کردم تا خیالم راحت تر باشد.

در این زمان، باز هم خودم هر نیم ساعت، یک ساعت او را به توالت می بردم. دو سه بار پیش آمد که شورت کمی کثیف شود که با آرامش برایش توضیح می دادم که قضیه چیست و بهتر است هر وقت احساس دستشویی داشت من را صدا کند و به توالت برویم.

و سرانجام، ظهر روز دوم، آن جمله ی سرنوشت ساز را گفت و من را غرق در خوشحالی کرد و هر دو -من بیشتر- خوشحال، به طرف دستشویی رفتیم.

1369988664_7

***

- اصلا معتقد نیستم تمام بچه ها با یک روش می توانند از پوشک گرفته شوند. اتفاقا برعکس، هر بچه ای روش اختصاصی خودش را دارد و زمان اختصاصی خودش را. قبلا هم اینجا گفته ام. نمی شود برای همه نسخه ای واحد پیچید. نمی شود به همه گفت در فلان زمان بچه را از پوشک بگیرید و این مقدار زمان صرف کنید. چرا که هر کدام از بچه ها توانایی های متفاوتی دارند. شاید بچه ای در دوسالگی آماده باشد، اما بچه ی دیگری دو سال و هشت ماهگی این آمادگی را کسب کند و پیش از آن، اصرار مادر فقط تشویش خاطر خودش و کودک را به همراه داشته باشد و البته مقاومت کودک را نسبت به از پوشک گرفتن.

برای همین است که تاکید دارم راحت بودن یا سخت بودن این مقوله، کاملا به درایت و دقت مادر ارتباط دارد. برای کودکی که در سه سالگی آماده می شود، دو سالگی یا نتیجه نمی دهد، یا با مشقت و سختی بسیار، بعد از اعصاب خردی زیاد مادر و استرس فراوان کودک محقق می شود و نجس کاری های زیاد.

- و البته در آن مطلب نوشته ام برای از پوشک گرفتن مطهره، به امام رضا متوسل شدم و از ایشان کمک خواستم. حقیقتا هم کمک شان را بسیار بسیار دیدم. شاید مهمترین کمک شان همین آرامش توام با درایت بود و چیز دیگری که قابل فخر فروشی نیست، اما قابل اشاره حتما هست؛ اینکه در این پروسه ی خطیر، حتی یک بار هم فرشی نجس نشد که نیاز به آبکشی داشته باشد. هذا من فضل ربی!

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious