بایگانی برای ۱۳۹۱

عیدی

توی ماشین…
من به مطهره: اگه می خوای گریه کنی برو عقب بشین!
مطهره: می خوام جلو گریه کنم!!!!
*
من: بهت اجازه نداده بودم!
مطهره: خودم اجازه دادم.

*

به «گواش» می گه «گو»
احتمالا توی دلش با خودش می گه چرا اینا همش می گن گواش. باید بگن «گوام» یا «گوات»

***

من و مطهره می خوایم این کتاب ها رو کادو کنیم به بچه ها عیدی بدیم.

IMG_3609

«آجیل شب عید» با رویکرد اقتصاد مقاومتی

این روزها هر جا که می رویم و سر صحبت که باز می شود، حرف از گرانی و بالا رفتن بی حساب و کتاب قیمت ها به میان می آید و با توجه به نزدیک شدن عید نوروز، صحبت بر سر قیمت پسته نیز بسیار داغ است.

مطمئنا گرانی های این روزها دلایلی دارند که هر یک در جای خود قابل بحث و بررسی می باشند. اما فراموش نکنیم که از قدیم گفته اند: «سزای گران فروشی، نخریدن است.» شاید خود ما هم در بالا رفتن قیمت ها سهمی هرچند اندک داشته باشیم. زمانی که قیمت پسته، همین طور به سرعت بالا می رود، قطعا بهترین راه کار این نیست که به سمت آجیل فروشی ها هجوم ببریم و پسته ی بیشتری خریداری کنیم. شاید شیر و نان و برنج و گوشت، جزو موارد ضروری مصرفی هر خانواده ای باشند. اما مطمئنا پسته، نمی تواند در سبد خرید ضروری و حتی نیمه ضروری خانواده ها قرار گیرد. چه بسا بهتر باشد در اوضاع نابسامان گرانی ها، وقتی قیمت یک جنس بی رویه بالا می رود، مدتی سراغ آن محصول نرویم و خرید نکنیم و اجازه دهیم قیمت ها، به تدریج پایین بیاید.

n00009632-b

احتمالا شما هم در مورد خریدن یا نخریدن آجیل شب عید ایمیل ها یا پیامک هایی دریافت کرده اید. حتما خیلی ها این روزها هستند که توان خرید پسته و بادام هندی را ندارند و خیلی های دیگر، هیچ منعی در خرید ندارند. بعضی هم شاید در این میان، امکان خرید پسته را دارند اما ترجیح می دهند دل به دلِ خانواده های آبرومند بی بضاعت بدهند و شب عیدشان را بدون پسته سپری کنند.

در این راستا، برای شما یک پیشنهاد دارم:

حتما لازم نیست ظرف آجیل ما، همان اقلامی را داشته باشد که سال های قبل به دنبالش بودیم. تنقلات و خشکبار متنوعی هستند که می توانند جای پسته و بادام را بگیرند، اما در عین حال، خواص بسیار زیادی داشته باشند. مطمئن باشید کودکان تان نیز از این موارد لذت خواهند برد.

***

برگه:

برگه ی انواع میوه ها، مانند برگه زرد آلو، برگه سیب و برگه آلو، خشکباری بسیار خوش طعم هستند که بسیاری از خواص میوه ی غیر خشک را دارا می باشند.

apricot[1]-nut

برگه ی زرد آلو خواصی دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

- مصرف برگه زردآلو سبب هضم غذا مى‌شود و از یبوست جلوگیرى مى‌کند. براى مصرف برگه، ابتدا آن را با آب بشویید. سپس آن را در آب خیس کنید و بگذارید یک شب بماند. سپس یک دانه لیموترش در آن بیندازید و صبح ناشتا، برگه خیس خورده را همراه با آب آن میل کنید که براى رفع یبوست بسیار مفید است.

- حرارت درونى بدن را پایین مى‌آورد.

- برگه زردآلو باعث هضم غذا مى‌شود.

***

سنجد:

یک نکته ی بسیار قابل توجه در مورد سنجد این است که پوست سنجد برای تقویت پوست بدن، گوشت آن برای عضلات و ماهیچه ها و هسته ی آن برای بهبود مشکلات مفاصل و استخوان بسیار مفید است. به همین جهت توصیه می شود سنجد را به طور کامل پودر کنید و میل نمایید تا تمام خواص آن، به بدن شما برسد. البته پودر سنجد در عطاری ها موجود می باشد و می توانید آن را در وعده ی صبحانه، در شیر مخلوط نمایید و به همراه عسل میل نمایید.

thumb.ashx

بعضی از خواص سنجد از این قرارند:

- رفع کننده سموم معده و روده می‌باشد.

- سردرد را تسکین می‌دهد.

- سنجد برای کسانی که نرمی استخوان و پوکی استخوان دارند مفید است. روش استفاده: پودر سنجد ۲ قسمت و پودر سویای بوداده ۱ قسمت را با عسل مخلوط کرده روزی یک قاشق یا ۲ قاشق غذاخوری با یک لیوان شیر میل شود. این صبحانه برای آقایان و خانمها بسیار مفید می‌باشد.

- کسانی که تکرر ادرار دارند سنجد بخورند.

- مصرف سنجد درمان‌گر ورم کیسة صفراست.

- باعث قوی شدن ساق‌ها می‌گردد به کودکان خود روزی ۲۰ تا ۵۰ دانه بدهید.

- سنجد برای اشخاصی که یبوست دارند مضر است.

- تب بر است.

- کلیه‌ها را گرم می‌کند و معده را تمیز می‌کند.

- جوشانده پوست سنجد اگر مزمزه شود ریشه دندان را محکم می‌کند و از خونریزی جلوگیری می‌کند بدین صورت که پوست سنجد را بجوشانید و صاف کنید سپس آن را مزمزه کنید.

***

لَب لَبو:

لب لبو یک خوراکی بسیار خوشمزه و کمتر شناخته شده است که اگر یک بار آن را بخورید، حتما مشتری دائمی اش خواهید شد. معمولا کودکان هم این خوراکی لذیذ را دوست دارند.

لب لبو، همان مغزهای تلخ هسته ی زردآلو می باشد. مغز بعضی هسته ی زردآلو ها شیرین است که به راحتی قابل خوردن هستند. اما بعضی هسته های زردآلو بسیار تلخ و غیر قابل خوردن هستند. روستاییان زحمت کش، این هسته ها را مغز می کنند. مغز ها را چندین روز پیاپی در آب جوش یا آب رودخانه قرار می دهند تا به مرور، این هسته ها شیرین می شوند. سپس آن را نمک می زنند و بو می دهند که بسیار بسیار خوشمزه و خوش طعم می شود.

البته لازم به ذکر است چون شیرین کردن این مغز ها بسیار سخت و وقت گیر است، معمولا این خشکبار در مغازه ها و فروشگاه ها عرضه نمی شود و باید سراغ آن را از روستاییان شریفی که درخت زردآلو دارند گرفت.

***

عناب:

عناب هم خواص بسیار زیادی دارد و می تواند به عنوان یک خشکبار مفید، در ظرف آجیل ما مورد استفاده قرار گیرد.

72ba9ca61f

پودر میوه عناب برای آرامش اعصاب و اضطراب به کار برده می شود. میوه عناب خون را تصفیه وسموم را از سیستم بدن دفع می کند.عناب پوست را روشن میکند ، مانع مشکلات قلبی می شود و احساس آرامش می دهد.خواص آنتی اکسیدان عناب همچنین به جلوگیری از سرطان کمک می کند.

البته به یاد داشته باشید که این میوه علاوه بر اینکه خون را تصفیه میکند موجب ازدیاد ویتامین k میشود یعنی خون را سفت میکند و مصرف زیاد آن برای افرادی که دچاز غلظت خون هستند توصیه نمیشود.

 ***

در این نوشته تلاش کردیم جایگزین های مفید و پر خاصیتی را به شما معرفی کنیم که می توانند ظرف آجیل ما را پر کنند.

IMG_3444

مطمئنا قصد نداریم برای همه ی افراد با شرایط مختلف نسخه ای واحد بپیچیم. اما در اوضاع و احوال نابسامان اقتصادی و در حالیکه خانواده های زیادی توان مالی خرید آجیل متعارف را ندارند، استفاده از چنین خوراکی هایی به عنوان آجیل می تواند به ما یادآوری کند که قلب مان برای اطرافیان مان می تپد و حواسمان به آنها هست. ضمن اینکه شاید تلنگر خوبی باشد برای اینکه بدانیم همیشه هم لازم نیست سفره های رنگارنگ بیندازیم و از اجناس یا خوراکی های گران قیمت استفاده کنیم.

فراموش نکنیم بر اساس آیات و روایات*، بخشی از اموال نیازمندان، در دارایی های ثروتمندان و بی نیازان قرار داده شده است. مراقب باشیم اگر اموال نیازمندان در میان دارایی هایمان است، آن را به دست صاحبان اصلی اش برسانیم.

________________________________________

*وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (سوره ذاریات، آیه ۱۹)

و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معین] بود

_________

 

این مطلب در سایت مادربانو

 

تو فک کن گولم زدی

سلام

مطهره بعضی وقت ها خیلی جالب رفتار می کنه و سعی می کنه ما یعنی پدر و مادرش رو گول بزنه. البته بعدا که بزرگتر بشه حتما این کار رو به بهترین شکل یاد می گیره از خود ما بزرگترها. ولی فعلا چون کوچیک هست این کارش خیلی با مزه ست. مثلا امروز وقتی کاغذهای دور مداد شمعی هاش رو پاره کرد و خورد کرد و همه رو ریخت زمین داشتم نگاهش می کردم. وقتی خواست پا شه و بره دنبال بازی های دیگه ش صداش زدم و گفتم: «مطهره خانم، ببین خونه چقدر نامرتب و کثیف شد. چرا آشغالهای مداد شمعی ت رو پاره کردی و ریختی رو زمین؟!» گفت: «عه، راست می گی. آخه اون موقع ها بلد نبودم که نباید بریزم شون روی زمین»

IMG_5397

خنده م گرفت. همچین می گه اون موقع ها که انگار ده سال پیش بوده. بعد بهش گفتم «خوب حالا خودت همه رو جمع کن ببر بریز تو سطل آشغال که خونه مرتب باشه» گفت: «نه نمی تونم، آخه من بلد نیستم» گفتم «چیزی نیست که بلد نباشی.» گفت «چرا آخه من کوچولو ام هنوز.» گفتم «نه می تونی، ببین، یکی یکی برشون دار و بگیر توی دستت.» بعد که دیگه کلک هاش نگرفته بود گفت باشه و نشست یه دونه کاغذ کوچیک رو با یک دستش گرفت و یه دونه رو هم با یک دست دیگه. بعد گفت «دیدی، دیگه نمی تونم بقیه ش رو بردارم که.»

هم خنده م گرفته بود از این همه کلک هایی که به ذهن خلاق ش می رسه هم می خواستم تسلیم ش نشم. گفتم «نه ببین یه دست ت رو باید باز بذاری، این جوری. بعد با اون دستت یکی یکی همه ی اینها رو بردار و بریز توی این یکی دستت. آها. همین جوری. آفرین. وقتی تموم شد دستت رو محکم ببند که نریزن دوباره زمین. حالا ببر بریز تو سطل»

آخرین تقلای مطهره هم این بود که «خوب من بلد بودم خودم بابایی، می خواستم تو بیای بهت کمک کنم» (منظورش البته این بود که تو بیای بهم کمک کنی)

دارم فکر می کنم به اینکه «و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین – و مکر می کنند و گول می زنند به خیال خودشون (بنده ها) و خدا هم براشون مکر می کند. در عین حالی که خدا بهترین مکر کنندگان و گول زنندگان است»

ما هم تو زندگی هامون داریم همین کارها رو در حق پروردگارمون می کنیم. او هم داره ما رو نگاه می کنه و بعضی موقع ها هم کاری به کارمون نداره و ما پیش خودمون فکر می کنیم که خیلی زرنگیم. ولی به تعبیر من خدای خوب ما پدرانه و مادرانه داره ما رو پرورش میده و اگر بحث گول زدن باشه اون بهترین گول زننده است و بلده این استدلال ها و دور زدن ها و گله شکایت ها و تنبلی های ما رو جواب بده و حالمون رو بگیره

تربیت فرزند یا تربیت خودمان؟!

این یادداشت، علی رغم میل باطنی ام، اصرار داشت نوشته شود…

***

چند سال پیش، در مباحث «زن و خانواده» ی حاج آقا قاسمیان شرکت می کردیم. بحث پیرامون ظرایف ارتباط میان زن و مرد، زن و شوهر، آداب همسرداری و مسائلی از این دست. وقتی دوره به پایان رسید، از حاج آقا خواستیم دوره ای در مورد تربیت فرزند بگذارند تا بتوانیم خودمان را برای آینده آماده کنیم. ایشان گفتند: «برای تربیت فرزند، بروید خودتان را تربیت کنید.»

dee

در آن لحظه، ظاهرا آن حرف کمکی به ما نکرد. اما یک چیز برایمان جا افتاد. اینکه اگر تهِ تمام کتاب های تربیتی دنیا را هم درآوریم و به تمام اصول تربیتی واقف باشیم ولی در لحظه ی عمل، خودمان کم بیاوریم و نتوانیم به اصول تربیتی پایبند بمانیم، در تربیت کودک مان موفق نخواهیم بود.

اگر فوت و فن های رفتار با کودک را حفظ باشیم، اما آن وقتی که بنای لج بازی می گذارد، پا به پایش لجبازی کنیم و به قول معروف، پر به پرش بدهیم، بدون اینکه خودمان بخواهیم و کودک معصومی که امانت به ما سپرده اند قصد و نیت شومی داشته باشد، روز به روز لجباز تر می شود و بعد از آن، برای مهار خواسته هایش، باید از روش های سخت گیرانه تر استفاده کنیم. او برای رسیدن به هدفش داد می زند، ما هم برای کنترل او، داد می زنیم. او عصبانی می شود و شاید فحشی بدهد، ما هم از کوره در می رویم و شاید بزنیم به پشتش و حرص مان را این گونه خالی کنیم. او خودش را به زمین می کوبد، و ما با فریاد می خواهیم که این کار را تکرار نکند که نه تنها فایده ای نخواهد داشت، بلکه چون متوجه می شود روی این مساله حساس هستیم و توجه مان جلب می شود، بیشتر این کار را تکرار می کند و در می یابد که روش بسیار خوبی است برای رسیدن به خواسته هایش.

تمام این اوضاع و احوال نا بسامان رفتاری میان ما و فرزندمان، از آن جا شروع می شود که ما این اصل اساسی و مهم را نشنیده ایم و یا شنیده ایم و به کار نبسته ایم که «برای تربیت فرزند، باید ابتدا خودمان را تربیت کنیم.»

در این چند سالی که از مادر شدنم می گذرد، یک چیز را به خوبی تجربه کرده ام و آن اینکه اگر خودمان به طور جدی، به اصول اخلاقی و نکات تربیتی توجه داشته باشیم، در تربیت فرزند با مشکل جدی مواجه نخواهیم شد. اگر همیشه در برخورد با او، آرامش خودمان را حفظ کنیم و با اقتدار همراه با محبت، اشتباهاتش را در مواقعی که ایجاب می کند، به رویش نیاوریم و جایی که لازم است، با آرامش متذکر شویم، اساسا با کلاف در هم تنیده و پیچیده ای مواجه نخواهیم شد که بعدا نتوانیم از عهده اش بربیاییم.

اگر در طول روز، خودمان هیچ دروغی به فرزندمان نگوییم و حتی در شرایط سخت که احساس می کنیم اگر راستش را بگوییم، نمی توانیم اوضاع را کنترل کنیم، با آرامش، مشکلات را برای کودک توضیح بدهیم و از او بخواهیم که منطقی فکر کند، او هم به این زودی ها یاد نمی گیرد دروغ بگوید، حتی اگر بداند ممکن است مواضعش به خطر بیفتد.

اگر اصرار داشته باشیم به وعده هایی که به کودک می دهیم، حتما عمل کنیم یا وعده های غیر عملی به او ندهیم، احساس اعتمادش نسبت به پدر و مادرش سلب نخواهد شد و همیشه مطمئن است که والدینش، به آنچه گفته اند عمل خواهند کرد. و این مساله، آرامشی به فرزند می بخشد که می تواند جلوی سرکشی ها و طغیان های بعدی او را بگیرد. ضمن آنکه حرف پدر و مادر، همچنان برایش معتبر خواهد بود.

پس به یاد داشته باشیم تربیت موثر و مفید و اصولی، به خواندن کتاب های بیشتر و حضور در کلاس های اساتید بزرگ تر نیست. کودکان، آینه ای از رفتار و گفتار ما هستند. اگر تلاش کنیم زیبایی های وجودی مان را در رفتار با کودک بروز دهیم، آنها نیز چیزی جز زیبایی نمی آموزند.

***

این مطلب در مادربانو