بایگانی برای ۱۳۸۳

از جنس حسین (ع)

سلام.

ندیده عاشقت شدم نمی دونم چی می شه

می خوام یه بار ببینمت بهم می گی نمی شه

ندیدمت این غصه کم نیست آقا

دوست دارم دست خودم نیست آقا

غمگین تر از آه، بی کس تر از باد

دور از تو دارم، هر لحظه فریاد

شب تا سحر پشت در میخونه تم به مولا

حرف حساب یک کلمه دیوونه تم به مولا

دیوونگی انگار بدم نیست آقا

دوست دارم دست خودم نیست آقا

زیبا تر از گل،‌ خوشبو تر از یاس

چشمات به چشم زیبای عباس

به کوچه باغ قلبم چرا یه شب نمی آی

خودت منو صدا زدی حالا می گی نمی خوای

نگو دلم برات حرم نیست آقا

دوست دارم دست خودم نیست آقا

ای حسن یوسف ای پیر موسی

تنها ترین تنهای صحرا

بذار که نوکرت بشم که نوکراتو عشقه

تمام آرزوم اینه، کرب و بلات رو عشقه

سایه سر غیر علم نیست آقا

دوست دارم دست خودم نیست آقا

من تا حالاشم نوکر امام حسین و یاراش بودم. اما خوب میتونی بفهمی که دیگه همه چیم حسینه. چون مادرم رو برده پیش خودش و حالا باید برام مادری کنه.

دیگه یه روزم بدون اون نمی تونه سر بشه.

من هم از جنس خدایم

و هم از جنس حسین

وطنم یعنی که کرب و بلاست

مادرم فاطمه بود

و هم اکنون زهراست

صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین

ارباب ما معلم عیسی بن مریم است

عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت

قنداقه ی حسین شرف عرش اعظم است

http://www.14masom.com/malf_aashora/1425/aflam/index.htm

هیچی نیستم

سلام.

دیگه آبروم پیش خودم رفت.

چقدر بده که تو بازاری که حرف اول رو اعتبار می زنه آدم بی اعتبار باشه.

آدمی که بی اعتبار باشه با پول نقد هم بیاد کسی بهش چیزی نمی ده ولی آدم سر شناس و معتبر یه تلفن می زنه و براش می فرستند.

چقدر بی شعور موندم. اولی که اومدیم تو این دنیا شعور رو ازمون گرفتن و فرستادن اینجا.

اولی که اومده بودیم یادتونه چقدر معصوم بودیم ولی اون رو هم کم کم داریم از دست می دیم.

قراره سعی کنیم بریم قاتی بشیم با شعور دار ها، عقل کل ها، مخازن علمک، تا شاید مام کم کم ایشاللا با شعور بشیم.

چقدر بده که همش دارم بدهکار می شم.

خوش به حال اونایی که از همه طلبکارند. یکی اومد گفت فلانی زده تو گوشم. بهش گفت خوب تو چی کار کردی؟ گفت منم زدم. گفت حیف شد که. معامله ات سود نداشت که. طلب کار نشدی که. کاش طلب کار می شدی و بعدا از اونی که باید می گرفتی.

من حب نفسم هم داره خراب می شه انقدری که پیش خودم آبروم رفته.

خدایا، به ما کمک کن که معتبر بشیم و اعتبار کسب کنیم. که هیچی نیستیم.

دینم دینم زینب وحسینه

سلام

 

این شعر زیبا رو امسال محمود کریمی تو روز ششم محرم خونده. فایل صوتی کوچیکش روی خود وبلاگه و فایل کاملش رو هم لینکش رو گذاشتم.

محمود کریمی معمولا شعرهاش رو همه رو خودش می گه.

پارسال هم یه همچین شعری خونده بود که قراره کلیپ بشه تو صدا و سیما.

 

دینم دینم زینب و حسینه

قبله م قبله م بین الحرمینه

 بعضی روزا فکر می کنم بار گناهم

کاری کرده با من که پیش تو رو سیاهم

از خجالت بسته نگاهم

درونم می سوزه از سوزش آهم

یاد گرفتاریم می افتم

یاد اون لحظه ای که می برنم

به یاد غسل و کفنم

یاد فشار قبرم و فریاد زدنم

یاد عذاب و بدنم

یاد اون لحظه ای که دو تا ملک سوال کنن

یاد ساکت شدنم

یاد اون شلاقایی که می زنن روی تنم

که بگو خدات کیه قبلت کجاست

چیه کتابت و اسم پیمبرتو بگو

کمکم کن که نمونه جوابم توی گلو

تو سوال اولی بگم علی

دیگه هر چی که بگن بگم حسین

من قبلتک ؟ حسین

من دینک ؟ حسین

من امامک ؟ حسین

من کتابک ؟ حسین

دینم حسین

قلبم حسین

عشقم حسین

روحم حسین

نوحم حسین

خونم حسین

اول حسین

آخر حسین

قبله حسین

کعبه حسین

مکه حسین

زمزم حسین

صفا حسین

دوا حسین

دینم دینم زینب و حسینه

قبله م قبله م بین الحرمینه

 

سینه زن تو وقتی که می خواد بمیره

دم آخر دم می گیره

اگه بگن حالت چطوره

می گه دلم چشم براه مقدم حضرت امیره

آخه شنیدم موقع مردن تو میای پا می زاری روی سرم

خودت نگفتی که میام با پدرم ؟

همراه جد اطهرم

با حسنم برادرم

منتظرم باش که میام با مادرم

اگه اومدی بالاسرم

یه بار بگو به مادرت این بیچاره نوکرته

بگو به بابات این غلام قنبرته

بگو به امام مجتبی این دیوونه

گریه کن مادرمه و مست تو و خواهرمه

به مادرت بگو که این بنده اگر ناسپاسه

ولی دلداده عطر گل یاسه

تو عاشقی هر چی می دونه معلم عشقش

عباسه عباسه

دینم دینم ولای عباسه

قبله م قبله م برگ گل یاسه

دینم دینم زینب و حسینه

قبله م قبله م بین الحرمینه

روی زمین یه شهر رویایی می بینم

نگو دریایی می بینم

چشامو می بندم و توی دلم

یه کربلایی می بینم

وقتی که از دور می رسی دو تا نور تا آسمون

تلالو اش تا کهکشون

دیگه از کعبه نپرس نام و نشون

اگه دیدی پات میلرزه

تا حرم روی زمین بدنت رو بکشون

دعا کن تا میرسی به قادریه

بشینی رو پله های زینبیه

تو همون جا با لطف ارباب نفس آخر بکشی

با اون نفس نعره حیدر بکشی

علی علی علی علی ………

 

 

السلام علیک یا اباعبدالله

 

مقام عظمای ولایت: یا لیتنا کنا معک، ای کاش من هم با شما بودم.

 

 

4 شب برامون روضه ی حضرت زهرا خوند حاج منصور ارضی. انگار که به دلش افتاده بوده.

می خواست بی بی علیها سلام بفرماید که هیچ کی از پهلو شکستن نمی میره، از سوختگی می میره

 

وای مادرم وای مادرم وای مادر مادر

 

آتش و دود چه غوغا می کرد

مادرم فاطمه آوا می کرد

پشت در یاری بابا می کرد

 

اگر مرا رها کنی تو را رها نمی کنم

آتش سراپایم کنی تو را رها نمی کنم

 

حسین

 

 

بسوزان هر طریقی می پسندی

 

که آتش از تو و خاکستر از من

 

 

 

آی آقااااااااااااااااااااااااا … بازم من جا موندم.

 

عاقبت یک کاروان ما را نبرد (هیچکی ما رو آدم حساب نکرد. همه به من گفتند برو آقا جا نداریم. مسجد ارکی ها هم ما رو نبردند. من دنبال آتیشم نه آتیش دنبال من، حسین جان)

 

 

اگرچه بال و پرم سوخت لانه ام این جاست

کبوتر حرمم آشیانه ام اینجاست

به سوز باغ خزان خورده ی حسین سوگند

هوای کوچ ندارم که لانه ام اینجاست

من از خیام محرم پناه می جویم

کجا روم ز حسینیه خانه ام اینجاست

میان گلشن آتش خلیل ها دیدم

رفیق شعله ی عشقم زبانه ام اینجاست

به عشق کرب و بلا ناگهان بدن ها سوخت

دگر نشانه چه جویم نشانه ام اینجاست

صدای جیغ “علیکن بالفرار” آمد

تداعی تپش تازیانه ام اینجاست

نگارخانه ی نیلی است صحن مسجد ارک

قسم به روی سه ساله بهانه ام اینجاست

مرا به صحن مصلی به خاک بسپارید

نمازخانه ی عشق یگانه ام اینجاست

میان مسجد و محراب چون قدمگاه است

که جای پای امام زمانه ام اینجاست