بایگانی برای ‘ خبر و گزارش ’

نگاهی عمیق تر به اشتغال زنان

نشست «بررسی شرایط مناسب مشاغل برای زنان» با حضور چند تن از فعالان فضای مجازی عصر دیروز در محل دفتر پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، در این نشست مشاغل امروز جامعه ایران از لحاظ تناسب با شرایط زنان، شاخص های مشاغل زنانه و همچنین تغییر شرایط امروز در راستای متناسب سازی مشاغل با شرایط زنان مورد بررسی قرار گرفت.

آیا مشاغل امروز جامعه ایران با شرایط زنانه تناسب دارند؟
سحر دانشور وبلاگ نویس و خبرنگار خبرگزاری دانشجو در بررسی مشاغل امروز جامعه ایران از لحاظ تناسب با شرایط زنانه با اشاره به حضور گسترده زنان در شغل خبرنگاری گفت: وقتی وارد یک جمع خبری می شوم مشاهده می کنم حدود ۹۰ درصد خانم ها مشغول کار خبری در حوزه مکتوب و حوزه های دیگر هستند و اگر آقایان مشغول به این کار باشند، در حوزه عکس فعالیت می کنند. اما آیا خبرنگاری شغل زنانه است و با شرایط آنان سازگار است؟ در حالی که به نظر می رسد خبرنگاری شغل پراسترسی باشد. باید بررسی کرد به چه علت زنان جذب این مشاغل می شوند؟ اکنون در تمام زمینه ها این جا به جایی مشاغل وجود دارد، به عنوان مثال زنان اکنون در مشاغل تجاری، بازرگانی و یا بازار بورس فعالیت می کنند، در حالی که این مشاغل مناسب زنان نیست. در حال حاضر به دلیل تعاریف نادرست و جا به جایی هایی که وجود داشته است مشاغلی که زنان به آنها اشتغال دارند، مطابق با شرایط آنها نیست.

وی افزود: البته نمی توان به مرزبندی صددرصد رسید که بعضی مشاغل برای تمام زن ها مضر است، بلکه برخی مشاغل برای برخی زنان خوب است و برخی برای برخی زنان آسیب زا است. این که من نمی توانم وزیر بهداشت باشم به آن معنا نیست که دیگری هم نتواند وزیر بهداشت باشد و این که یک نفر خانم توانسته وزیر بهداشت شود، به این معنی نیست که دیگران هم می توانند وزیر باشند؛ لذا مرزبندی قطعی نیست و باید با توجه به نقش ها بررسی شود.
سمانه خرمخان فعال فضای مجازی و شاغل در شرکت بازرگانی و حوزه معماری درباره محیط کار خود گفت: محیط کار من مردانه است و من تنها خانم شاغل در آن محیط هستم، ولی کار من مردانه نیست؛ چراکه بخش اصلی مکاتبات من با بازار بین الملل است که زنان شاغل در دیگر شرکت ها هستند، در نتیجه درست است نقش من در شرکت نقش کلیدی است، اما همان کار را می توانم در منزل نیز انجام دهم.

3357_296

سارا عرفانی وبلاگ نویس و نویسنده نیز درباره مشاغلی که متناسب با شرایط زنان نیستند، گفت: یکی از دوستان من که در رشته جوشکاری هواپیما تحصیل می کرد، تنها دختر محصل در دوره خودشان بود و درس خود را  به پایان رساند، اما چون باید به جوشکاری قطعات هواپیما می پرداخت به آن کار ادامه نداد و اکنون شاغل در حوزه ای است که به رشته تحصیلی اش ربطی ندارد. به نظر من برخی رشته ها کاملاً مردانه است و اشتغال مرتبط با آن نیز کاملاً مردانه است. لذا می تواند شاخص هایی یافت که با احتساب ۲۰ درصد استثناء، معیار مشاغل زنانه قرار گیرند.
هاجر قاسمی وبلاگ نویس و مدرس، درباره نوع تفکر زنانی که اشتغال زنان را دارای اولویت می دانند، گفت: من این تفکر را درک می کنم. با این که نقش مادری بسیار مهم است، اما این که فرد بخواهد در زندگی خود محدود شود و دیگر ابعاد وجودیش رشد نکند، به نظرم تحسین شده نیست و آزار دهنده است و باید راه میانه ای پیدا کرد؛ چراکه طبق تجربه من زنانی که سال ها زندگی خود را وقف دو نقش مادری و همسری کرده اند، بعد از مدت ها آن رشد فکری که باید در زمینه های مختلف داشته باشند را ندارند. باید این مسئله مورد بررسی قرار گیرد و رسیدن به شرایط ایده آل که هم خانه داری در آن لحاظ شده باشد، هم اشتغال زنان به نظر سخت می رسد.

عرفانی در پاسخ به این دغدغه گفت: باید اولویت سنجی شود؛ به فرض اگر اولویت خانمی خانواده باشد، شغلش را با رعایت شرایط خانواده حفظ می کند. شغل را مدتی به حاشیه می برد و به اولویت ها از جمله پرورش فرزند می پردازد.
دانشور با توجه به شرایط ایده آل گفت: شغل ممکن است به منزله رشد زنان و خانه داری به معنای محدودیت زنان نباشد.

____________

 

متن کامل گزارش در سایت مهرخانه

 

افتتاح یک طرح جدید

تا به حال کتاب نذری گرفته اید؟ شده روی صندلی پارک بنشینید و ببینید کسی کتابش را برای شما، جا گذاشته است؟ شده کتاب های با محتوای قوی اما گران قیمت را با تخفیف زیاد عرضه کنند و با خیال راحت بتوانید خرید کنید؟

نشده؟

چرا خود ما و شما سهمی در تبادل کتاب های مفید نداشته باشیم؟ چرا همیشه منتظر باشیم فرد دیگری شروع کننده باشد؟

پیشنهاد می کنم این بار، خود شما یک قدم در این زمینه بردارید و برای ترغیب سایر دوستان، از نتایج کارتان همین جا بنویسید. می توانید در طرح صدقه ی کتاب کتابستان سهیم باشید. کتاب نذری بدهید و یا کتاب های خاک خورده ی کتاب خانه تان را جا بگذارید.

***

81045

فروشگاه کتابستان متروی شهدا، در اولین جلسه طرح صدقه کتاب میزبان مادر شهیدان مظفری، سارا عرفانی(نویسنده رمان لبخند مسیح) و جمعی از علاقه مندان کتاب بود. این طرح قرار است هر چهارشنبه ساعت ۱۶:۳۰ در محل این فروشگاه برگزار شود و هر هفته هم یک کتاب با کمک افراد نیکوکار با تخفیف بالا به دست مخاطبان برسد.
با حجاب خود پاسدار خون شهدا هستیم
مادر شهیدان مظفری که در مراسم حضور داشت با بیان خاطراتی از شهید «کیا مظفری» غلبه جریان حق را با نصرت الهی حتمی خواند و پس از قرائت بخشی از وصیت نامه شهید صفا مظفری(فرمانده گردان سلمان) گفت: «شهدا رفتند و برای ما جان دادند و ما با حجاب خود از خون شهدا پاسداری می کنیم.»

عرفانی، نویسنده رمان لبخند مسیح و مجموعه داستانی هدیه ولنتاین، ابراز امیدواری کرد که طرح صدقه کتاب بتواند به فرهنگ کتابخوانی کمکی بکند و بهانه ای برای آشتی دادن مردم ما با کتاب باشد و گفت: «نذر، صدقه یا هدیه کتاب هایی که خوانده ایم می تواند کمکی باشد برای دیگران؛ علاوه  بر بانیان خیر خود ما هم در متناسب وسعمان اگر کتابی را خواندیم آن را به دیگران هم هدیه بدهیم و  بهدیگران هم این کار را توصیه کنیم.»
کتابها را بجای خاک خوردن جا بگذارید!
نویسنده رمان لبخند مسیح به جاگذاری کتاب اشاره کرد و گفت: «کتاب هایی در کتابخانه‏مان خاک می خوردند که محتوای خوبی داشتند ولی برای من بلااستفاده بودند؛ کاری هست به نام «کتابت را جا بگذار» یعنی اگر کتاب خوبی را خواندی آن را در مکانی جابگذار تا فرد دیگری آن را بردارد و مطالعه کند. در ابتدای کتاب آن را به دیگران توصیه کن و از آنها بخواه بعد از مطالعه کتاب آن را در جای دیگری جا بگذارند. من خودم چند جلد از کتاب هایم را در مترو به همین روش جاگذاشتم.»

عرفانی همچنین درباره کتاب چی شد چادری شدم گفت: «اگر چه من با توجه به فرهنگ خانوادگی مان از ابتدا چادری بودم لیکن کسانی که بعدا چادر را به عنوان حجاب کاملتر انتخاب کرده اند قطعاً اجر ویژه ای خواهند داشت. با توجه به اینکه چادری بودن در جامعه ما هزینه هایی دارد باید پایه های معرفتی ما از قرآن و روایات آنقدر محکم باشد که در مقابل حرف و طعنه های نامهربانانه ما در مسیر سست نشویم.»

_________________________

با افتخار صدقه بگیرید!

بعد از ۱۷ سال

آیین افتتاح «طرح صدقه کتاب» کتابستان متروی شهدا برگزار شد

 

در جلسه ی نقد «هدیه ولنتاین»

عباسلو : «هدیه ولنتاین» سارا عرفانی اثری احساسی است

دوشنبه دوم اسفند ماه، کتاب «هدیه ولنتاین» توسط احسان عباسلو، در سرای اهل قلم نقد و بررسی شد. متن زیر به نقل از خبرگزاری ایبنا آورده شده است.

در این نشست عباسلو در ابتدا به بیان پاره‌ای ویژگی‌ها و ارکان داستان کوتاه پرداخت و گفت: واضح است که در داستان‌نویسی محتوا و فرم به یک اندازه حایز اهمیتند. ضمن آن‌که در هر متن داستانی، محتوا تکراری است و نحوه ارایه آن می‌تواند هنر داستان را شکل بدهد.

وی در ادامه با اشاره به دیدگاهی از «متیوس» درباره داستان کوتاه توضیح داد: به گفته «متیوس» داستان کوتاه نمایشنامه تک پرده‌ای است؛ یعنی ما زمان و مکان محدودی در داستان کوتاه داریم و  در این فضای محدود باید بتوانیم بسیاری از نیازهای مخاطبان را برطرف کنیم.

این داستان‌نویس در ادامه افزود: نویسنده نمی‌تواند در حوزه مضمون خلاقیت داشته باشد. خلاقیت عمدتا در حیطه فرم اتفاق می‌افتد و ما برای بسط دادن پلان داستانی باید با توجه به پیام داستان قالب متناسب و خلاقانه آن را انتخاب کنیم. به فرم‌های جدید برسیم و از قالب‌هایی که خواننده را جذب نمی‌کند، ‌دوری کنیم؛ ‌چرا که هر کجا تکرار تمام شود، ‌هنر آغاز می‌شود.

نویسنده «کلاژ» گفت: به اعتقاد ادگار آلن‌پو و متیوس داستان کوتاه، ‌همان داستان بلند با حذف زواید است. یعنی ما باید در جاهایی به خواننده اعتماد داشته باشیم و لزومی ندارد که فکر کنیم همه چیز در داستان گفتنی است؛ چرا که همه جزییات نیاز به مرور ندارند و از این رهگذر باید قابلیت داستان شدن در ذهن  مخاطب را همواره مد نظر داشته باشیم.

این منتقد ادامه داد: به اعتقاد متیوس داستان کوتاه اگر پی‌رنگ نداشته باشد، ‌بی‌ارزش است؛ یعنی داستان باید معمایی را ایجاد کند و ما را از نقطه A به B ببرد و در نهایت احساس کنیم که حرکتی در داستان صورت گرفته است.

 

عباسلو اضافه کرد: از سوی دیگر خوشخوانی داستان ارتباطی با ساده و بی‌فرم بودن زبان داستانی ندارد و اگر زبان ساده و عاری از صنعت ادبی و پیام تکراری باشد، پیام داستان حالت شعاری به خود می‌گیرد و خواننده را زده می‌کند.

عباسلو در ادامه سخنانش با اشاره به چگونگی طرح نقطه اوج در داستان کوتاه تاکید کرد که خوانند باید نسبت به توصیف چند ماجرا کنار یکدیگر و تبدیل یکی از وقایع به نقطه اوج، هوشمندی داشته باشد.

وی در بخش دیگر گفته‌هایش، داستان «پارسا»ی مجموعه داستان «هدیه ولنتاین»‌ را در مرحله طرح و داستان «صدف» را دارای نقطه اوج دانست که به باور او نشانگر حرکت در طول داستان است.

این مترجم ادامه داد: طرح سوال و پیام در محتوای داستانی باید با فرم بدیع ارایه شود و این نحوه ارایه پیام است که خواننده را جذب می‌کند.

عباسلو با اشاره به نحوه رعایت منطق داستانی، ضمن هنجار‌شکنی در داستان، گفت: امروز داستانی زبان خود را پیدا می‌کند که فرم مناسب خود را پیدا کرده باشد. بهتر است که آوانگاردیسم را در خلق هنر به کار ببریم، البته با این شرط که منطق را حتی در بی‌منطقی رعایت کنیم.

وی در ادامه به داستان «هدیه ولنتاین» از این کتاب اشاره کرد و توضیح داد: در داستان «هدیه ولنتاین» پیام برای مخاطب، جدید نیست، ولی فرم حرف اول را می‌زند. نوع دوستی دختر و پسر در این داستان با فرمی تازه بیان شده، ولی چیدمان فرمی، زیبایی خاصی به مضمون داده است. در بازی سیلان ذهن لا‌به‌لای دیالوگ‌های قهرمانان این داستان، آنجا که در رستوران نشسته‌اند، به گذشته و نحوه آشنایی‌شان ‌برمی‌گردیم و این بازی فرمی برای خواننده می‌تواند جذاب باشد.

عباسلو  همچنین درباره داستان پایانی این کتاب نیز توضیح داد: داستان آخر کتاب از جالب‌ترین داستان‌های آن است. در این اثر وقایع معماگونه کنار هم چیده می‌شوند و خواننده با حل کردن یک پازل، لذت داستانی را احساس می‌کند و در نهایت به گره‌گشایی می‌رسد. در این شیوه می‌توان گفت که نحوه بیان یک مضمون آشنا، جدابیت لازم را به وجود آورده است.

این منتقد در پایان گفت: زبان نویسنده این کتاب در بسیاری از بخش‌ها احساسی است؛ ‌در حالی که زبان ارتباطی به فضای داستان کمک بیشتری خواهد کرد. در نهایت آنکه هر چه داستان‌های هدیه ولنتاین به کمک خلاقیت در فرم رفته‌اند، ‌موفق عمل کرده‌اند.

مجموعه داستان «هدیه ولنتاین»، زمستان امسال (۹۰)، ‌از سوی انتشارات «کتاب نیستان» راهی بازار کتاب شد.

___________

گزارش در ایبنا

انتشارات نیستان

 

***

پی نوشت بی ربط:

افتتاح نسخه ی آزمایشی سایت «وب خبر» در روز ولادت امام حسن عسکری را به همسرم تبریک می گویم و امیدوارم همواره موفق باشند. چنانچه تمایل دارید از اخبار و اطلاعات دنیای وب و فضای مجازی آگاه شوید، این پایگاه، به شما کمک خواهد کرد.

گزارشی از رستوران چادری ها

سلام.

خبری خواندم درباره رستورانی که به تازگی در تهران راه اندازی شده و از ورود خانم های بدون چادر جلوگیری می کند. ابتدا شاید خوشحال شدم که حرکتی به این شکل انجام شده است و به مبتکر آن آفرین گفتم. بعدتر که بیشتر به موضوع فکر کردم و البته نظرات ذیل آن خبر را خواندم کمی تردید کردم که اساسا چنین حرکتی خوب است یا خیر. اینکه اسلام رعایت حجاب را از زنان ما می خواهد یا دقیقا سر کردن چادر مشکی؟! و حالا که اسلام چنین چیزی نمی خواهد آیا باید به چنین ابتکاراتی آفرین گفت یا نه؟! یکی از نظر دهندگان گفته بود اینقدر بی حجابی و بی عفتی در اماکن رفاهی مختلف زیاد و افراطی شده که شاید گاهی لازم است اقداماتی تفریطی به این شکل هم انجام شود تا کم کم اعتدال به جامعه در این زمینه برگردد. به هر حال غیر از این بحث های تئوریک درباره این رستوران که همچنان هم در ذهنم در جریان هستند بدم نمی آمد یک بار از نزدیک این فضا را ببینم.

متاسفانه به دستور اماکن یا هر ارگان دیگری هم اکنون سر در بسیاری از مغازه ها و پاساژ ها برچسب «لطفا حجاب اسلامی را رعایت فرمایید» یا «از پذیرش خانم های بدحجاب معذوریم» دیده می شود. ولی در عمل همه برچسب ها یا مقدار قابل توجهی از آنها برای فرار از جریمه شدن های احتمالی و اجرای دستورهای وارده بوده و در خیلی از موارد خود فروشندگان و کارکنان مجموعه حجاب درست و درمان اسلامی را رعایت نمی کنند. القای بدون ضمانت اجرای این قاعده ها، انصافا غیر از به سخره گرفتن حجاب هیچ اثر و کارکرد دیگری نداشته و نخواهد داشت. در این بین باید به امثال خودمان حق بدهیم که با دیدن چنین خبری خوشحال شویم و در تشویق و تایید این حرکت ها مطلب بنویسیم. انگار نه انگار که در جامعه اسلامی زندگی می کنیم. مثل حجاب ندیده ها و حکومت اسلامی نداشته ها خوشحال می شویم وقتی در جایی اسلام آن طور که باید اجرا می شود. چیزی که باید روال جاری و ساری در کشور ما باشد، تبدیل شده به آرزوهای کوچک و بزرگ ما مثلا متدینین که گهگاه به حقیقت می پیوندند!

این رستوران با نام مجتمع فرهنگی دشت بهشت (دهکده سلامت) در منطقه سعادت آباد تاسیس شده و تابلوی «ورود خانم ها بدون چادر ممنوع» آن واقعی است. به جهت منطقه ای که رستوران در آن واقع شده شخصا دوست داشتم ببینم غذاها و قیمت های آن در چه سطحی است و چه گروهی از متدینین را جزو جامعه هدف و مشتریان خود به حساب آورده است. عموما شاید این نگرش و اشکال در بین عامه مردم هست که اسلام دین پابرهنگان و فقراست و کلا دین ما دین گداپروری است که این البته خود بحثی جداست. اینکه انسان های واقعا معتقد نمی توانند چشمان خود را روی قسمت اعظمی از محرومان جامعه ببندند و با شکم سیری تمام، برای خود اردک شکم پر یا بره کباب شده سفارش دهند یا هزینه های گزافی برای تفریحات اینچنینی پرداخت کنند نکته حائز اهمیتی است که در این گزارش کوتاه نمی گنجد.

به هر حال برای ارضای حس گزارشگری و کنجکاوی و چندین حس دیگر تصمیم گرفتم با خانواده یک بار هم که شده به این رستوران برویم. محیط رستوران به شکل باغ است و در زمستان پوشیده از برف شده و زیبایی خاص خود را داشت. اما فضای آن احتمالا در تابستان بسیار قشنگ تر و سرسبزتر خواهد بود. یک حوضچه که گویا قرار است بعدا فواره و ماهی دار شود و قسمتی دکه مانند در فضای باز که شاید بعدها ذرت و چایی سرو کند و البته سرویس بهداشتی تنها چیزهایی بود که غیر از سوله اصلی رستوران دیده می شد. اصل رستوران هم همان طور که گفتم یک سوله است که سقف آن تماما با چوب پوشیده شده و البته در بین رستوران های سنتی که دیده ام می شود گفت خوب روی آن کار نشده است. مثلا می شد آب نما و مولفه های سنتی در آن بیشتر و زیباتر کار شود. یا دیوارهای و پنجره ها قشنگ تر باشند. مبلمان رستوران البته قهوه ای رنگ و شیک است. نکته جالب اینکه بعضی صندلی ها بسیار بلند تر از قد آدم های معمولی هستند و همین امر باعث می شود خانم های مذهبی در آن بیشتر احساس راحتی کنند و هر خانواده ای در حالت نشستن بر سر میز غذا فقط خودشان را ببینند و کاری به کار دیگران و محیط اطراف نداشته باشند و بالعکس. یادم می آید هروقت رستوران می رفتیم مرحوم مادرم همیشه صندلی را انتخاب می کرد که رو به دیوار باشد تا بتواند راحت تر غذا بخورد.

       

      

دشت بهشت در حقیقت نام یک مجموعه ای از این رستوران ها و باغ های سنتی است که همگی در کنار یکدیگر در همان منطقه واقع شده اند. سالن پذیرایی با همین نام هم هست که برای مهمانی های بزرگ تر و عروسی ها استفاده می شود. نکته جالب اینکه تابلوی مربوط به اجباری بودن حجاب برای خانم ها از ابتدای راهی که از اتوبان یادگار امام غرب جدا می شود و در حقیقت ورودی به همه این رستوران هاست دیده می شود اما بقیه رستوران ها چنین قاعده ای ندارند و سرشان هم حسابی با مشتری های نگنجیده در این قاعده شلوغ است! در همان شبی که ما تنها مهمان های دهکده سلامت بودیم (که با ورود ما برق های سالن روشن شد!) تقریبا در پارکینگ مجموعه بیست تا سی ماشین پارک کرده بودند که احتمالا در رستوران های دیگر حضور داشتند.

شاید مسئولین رستوران خوششان نیاید عکسی را که از کل منوی غذا گرفته ام منتشر کنم اما برای مثال چند غذا را با قیمت هایش ذکر می کنم تا حدود کلی قیمت و نوع غذاها دست تان بیاید (قیمت ها به تومان است!). غذای مخصوص دهکده سلامت ۲۵۰۰۰، شیشلیک با چلو ۲۲۰۰۰، مرغ ترش با چلو ۱۰۵۰۰، ماهی سفید با چلو ۲۲۰۰۰، ماهی قزل آلا شکم پر ۱۲۰۰۰، میگوکباب با برنج تند ۱۵۰۰۰، چلوکباب لقمه نگین دار ۹۸۰۰، جوجه کباب با استخوان ۱۳۵۰۰، اردک شکم پر با چلو ۲۵۰۰۰٫ روی منو نوشته شده که «طعم واقعی غذاهای شمالی را با سرآشپز محلی تجربه کنید» که این احتمالا موید این مطلب است که رستوران قرار است بیشتر غذاهای شمالی را سرو کند. راستی باقالاقاتوق ۸۷۰۰ تومانی هم جزو غذاها هست.

با این موضوع موافقم که مدیر رستوران حرکتی جهادی کرده و از قسمت اعظمی از درآمد خود به جهت همین سفت و سخت گرفتن مساله حجاب خانم ها صرف نظر کرده است اما شاید محل تاسیس رستوران و قیمت و نوع غذاهای آن کار را برای او مشکل تر از این هم بکند. در هر صورت بسیار تلاش کردم که در این مطلب قضاوت خاصی نکنم و فقط گزارشی بنویسم از کار نو و از جنس خدایی که ایشان انجام داده است. واقعا جامعه ما هم اکنون نیازمند تقوای در تحلیل ها و نوشته ها است. اینکه من به خودم حق ندهم که به راحتی درباره نیت های آدم ها و آنچه در ذهن شان می گذرد قضاوت کنم. و صرفا از منظر یک شنونده و ناظر بیرونی اتفاقات را رصد کنم و به تحلیل و نقد و نظر درباره آنها بپردازم. البته دین اسلام فراتر فکر می کند و از من نویسنده می خواهد حتی تا آنجا که محکوم به حماقت نشوم مثبت فکر کنم و بگویم کار از جنس خدایی بوده و نیت خیر بوده و به قصد خیر هم انجام شده است.

پی نوشت:

- این مطلب در نشریه الکترونیک چارقد کار شده است.

- اگر قصد رفتن به دهکده سلامت را دارید آدرس آن سعادت آباد، میدان فرهنگ، بلوار ۲۴ متری نیست! وقتی از میدان فرهنگ وارد بلوار ۲۴ متری می شوید و تا انتهای آن می روید تازه می رسید به اتوبان یادگار امام. آن هم در مسیر غرب به شرق در حالی که رستوران آن طرف اتوبان است. لذا مجبورید تا خروجی بعدی که مربوط به زندان اوین است بروید و بعد چون راه ندارد مسیر خود را ادامه دهید تا به چمران برسید و بعد از اتوبان چمران دور زده و به یادگار امام غرب وارد شوید.