بایگانی برای ‘ شعر ’

گشودم در که برگردی

اگر من با تو بد بودم تو را دعوت نمی کردم

گشودم در که بر گردی ببینی لطف بسیارم

تو مهمان عزیزی بر من و من میزبان تو

چگونه میهمان نومید برگردد ز دربارم

زبستر نیمه شب برخیز و اشکی ریز بر دامن

که با اشک شبت خاموش گردد شعله نارم

تو آن عبدی که در گرداب جرم و معصیت غرقی

من آن ربم که باشد دمبدم لطف و کرم کارم

بجز نومیدی از عفوم ببخشم هر گناهی را

امید آور امید آور که من از یاس بیزارم

عذاب و عفو باشد هر دو تحت اختیار من

توان سوزانمت اما به بخشیدن سزاوارم

تو دائم غافل و من آنی از تو نیستم غافل

تو خواب و من زلطف و مرحمت پیوسته بیدارم

به بازار محبت اشک باشد بهترین کالا

*

چشم گریان چشمه ی فیض خداست – گریه بر هر درد بی درمان دواست

*

به بازار محبت اشک باشد بهترین کالا

که هر یک قطره را با یک یم رحمت خریدارم

اگر فردا بپرسند از تو ای میثم چه آوردی

بگو دستم تهی اما محّب آل اطهارم

دانلود فایل صوتی این مناجات زیبا

در چوبی مقاوم است اما …

سلام.

شعر خوب با مداح خوب اگر جمع شود گاهی آتشی به جان آدم می زند که تا چند روز سوز آن کم نمی شود. دو شعر زیر را محمود کریمی در شب اول فاطمیه دوم همین امسال خوانده که متن و فایل صوتی آن را برایتان اینجا قرار دادم. امید که دعای خیری اگر می کنید شامل حال ما هم باشد.

شعر زیر  با صدای محمود کریمی

بی دلاورترین سپاه رسید

با تمنای فتح یک سنگر

نابرابرترین آنها بود

اولین جنگ بعد پیغمبر

پیش از این راه آسمان ها بود

کوچه ای را که تنگ می کردند

نعره ها و هجوم مشعل ها

رسما اعلان جنگ می کردند

قراءة المزید

چشم من تار شده یا تو مکرر شده ای؟!

سلام.

ایام شهادت ارباب و مولا مون رو به همه تسلیت می گم.

جاتون خالی امروز رفته بودیم امامزاده علی اکبر. مراسم واقعا خوب بود. همه چیزش. هم سخنران که انصافا بسیار خوب صحبت کرد و نکات و دقائق نویی از حادثه کربلا رو گفت که خیلی هاش رو تا به حال نشنیده بودیم و درباره عقل ورزی و رعایت ادب و آداب دین در سخت ترین حالات توسط ابی عبد الله و گروه یارانش چیزهای خوب و عبرت آموزی گفت. هم مداحی حاج محمود کریمی و هم زیارت عاشورای مختصر و مفید اول مراسم و هم تلاوت زیبا و فنی قاری قرآن. خلاصه همه چیز عالی.

شعر بسیار زیبایی رو محمود کریمی امروز درباره حضرت علی اکبر خوند که انصافا خیلی خوب گفته شده بود و باید به شاعرش آفرین گفت. نمی دونم این شعر مال کیه ولی خدا اجرش بده. تمام کار روضه ای که باید خونده می شد رو کرد و برای همین چیزی بعد از اون گفته نشد و یه راست رفتند سراغ سینه زنی. این شعر رو به صورت کامل در ادامه مطلب می تونید ببینید و از این لینک و این لینک دریافت کنید. (شعر در دو قسمت آپلود شده)

 

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان

مثل تیری که رها می شود از چنگ کمان

خسته از ماندن و آماده ی رفتن شده بود

بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود

مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود

مست می آمد و رخساره بر افروخته بود

 

 

ادامه شعر در ادامه مطلب …

قراءة المزید

به یاد آن شب نق نق

تا ابد نام تو را زنده نگه خواهم داشت

«روز مادر» همه ی سال من است

همه سالم، همه عمرم، همه ام نام تو شد

همه ام مال تو شد

همه ام مال تو بود

از قبل

همه عمرم بودی

از قبل

همه قبلم، همه بعدم بودی، از قبل

تا بعد

مادرم

عمر دو دنیام، نثار یک شب بیداریت

آن شبِ نق نق و بی تابی و بی خوابی من