بایگانی برای ‘ دسته‌بندی نشده ’

خانه مجازی‌ام را پاک می‌کنم

درمورد خانم‌های فعال در فضای مجازی برایمان بگویید. نظرتان درباره‌ی فعالیت‌هایی که در محیط مجازی، در رابطه با زنان و مادران انجام می‌شود، چیست؟

سایت‌های زنانه و مادرانه‌ی خوبی در اینترنت هست و کارهای خوبی هم انجام شده، اما واقعا باز هم جای کار دارد. شاید لازم باشد همین سایت‌ها بزرگ‌تر و مطرح‌تر شوند، یا پورتال‌های جامع‌تری با رویکرد اسلامی برای زنان ایجاد شود. مثلا خودم برای تأسیس یک سایت کاملا مادرانه دامنه‌ای ثبت کردم، اما نهادهای مرتبط، برای حمایت از چنین سایت‌هایی سخت‌گیری‌های غیرقابل‌توصیفی دارند.

از وبلاگ‌های مادرانه بگویید. این نوع وبلاگ‌ها بیش‌تر چه نقاط ضعفی دارند؟

آفتی که بعضی از وبلاگ‌های مادرانه دارند، این است که مسائل خصوصی را برای استفاده‌ی عموم منتشر می‌کنند. گاهی مشکلاتی که در دنیای مادرانه با بچه‌ها دارند، بد بیان می‌کنند. به ایرادگیری از کارهای بچه می‌افتند. مشکلات را بزرگ‌تر از چیزی که هست نشان می‌دهند؛ البته شاید در نگاه خودشان این‌طور است. بعضی از وبلاگ‌ها هم تبدیل می‌شود به آلبوم عکس بچه‌ها.

_____________________

متن کامل گفتگو در سایت دوست داشتنی چارقد

راهنمای مادران باردار

در طول یکی دو سال قبل از بارداری و همچنین حین آن، توانستم مجموعه ای از دستور العمل های مناسب را گردآوری کنم و آن ها را به کار گیرم. بعد ها خیلی از مادران باردار یا افرادی که می خواستند صاحب فرزند شوند، وقتی مطهره را می دیدند سوال می کردند که چه کردی که مطهره آرام است و …

از جزوه ام تعدادی کپی کردم و هر که خواست هدیه اش دادم. اما چند روز پیش دوستی پیشنهاد کرد آن موارد را در وبلاگ مطهره بگذارم تا بیشتر قابل استفاده باشد.

جزوه ام کمی طولانیست. شاید تایپ کردنش زمان ببرد. به همین جهت هر زمان که وقت داشته باشم به سراغش می آیم و آن را کامل می کنم. امیدوارم برای زنان جوان و مادران باردار مفید باشد.

البته خودم هم فرصت نکردم تمام موارد جزوه را رعایت کنم. اما هیچ شکی نیست که تک تک سوره ها و آیه هایی که خوانده می شود، روی جنین و بعد ها روی شخصیت و رفتار کودک و طبیعتا بزرگ سالی اش تاثیر خواهد گذاشت.

استادی داشتیم که می گفت: نه ماه بارداری و دو سال شیردهی را اگر مادر کمی به خودش زحمت بیشتر بدهد و این موارد را رعایت، هم خودش یک عمر آرامش خواهد داشت و هم کودکش، تا آخر عمر راحت تر می تواند در مسیر الهی قدم بردارد.

قطعا آرامش و راحت بودن مطهره در لحظاتی که فکر می کردم قرار است خیلی سخت بگذرد، از فضل پروردگار است و این را فراموش نمی کنم. اما یکی از مادربزرگ های مطهره همیشه می گوید: «به خاطر کارهایی که توی دوران بارداری کردی این بچه الان اینطوریه.» قصدم تعریف از مطهره نیست. سوء برداشت نشود. نیتم تاکید بر رعایت مسائل معنوی در دوران بارداری و تاثیر آن بر روی کودک است.

جزوه را در این صفحه ببینید. از منوی بالای وبلاگ هم قابل دسترسی می باشد.

لایک

باید در کوتاه‌ترین جمله، منظورم را برسانم. طوری که آخرش ضربه داشته باشد و خواننده را غافلگیر کند. آن‌قدر غافلگیر که به خودش زحمت بدهد روی کلمهٔ «لایک» کلیک کند. باید کلی لایک بگیرد. چارهٔ دیگری ندارم.

قبل‌ترها، آن موقعی که تازه لپ‌تاپ خریده بودم، میز شام را که می‌چیدم، مسنجر را باز می‌کردم و برایش پیغام می‌فرستادم که «شام حاضره، پاشو بیا! سرد می‌شه.» نه اینکه صدایش نمی‌زدم و علاقه داشتم از فن‌آوری‌های روز استفاده کنم. نه! ده دوازده باری صدایش می‌کردم. نمی‌دانم می‌شنید یا نه.

این روزها دیگر مسنجر جواب نمی‌دهد. قدیمی شده است. اصلاً وقتی هر روز بیشتر از چهارصد پانصد مطلب جدید در گوگل ریدرش می‌آید که باید آن‌ها را بخواند و آخر شب، آن را صفر کند، دیگر فرصت نمی‌کند مسنجرش را باز کند.

حالا باید جوری نوت بنویسم و شِـــیر کنم تا کلی لایک بخورد و دست به دست شود که وقتی او دارد پُر لایک‌ترین مطالب را می‌خواند و لذت می‌برد، بفهمد ته دل من چه می‌گذرد.

_____________________________

این داستان در فیروزه

نگاهی به زنانه نویسی های فریبا وفی

فطرت پاک کوچولو ها

بچه ها، به فراخور سن و سالشان، در برخورد با مطهره ی کوچک ما (که این روزها یک سال و سه ماهه است)، رفتار های مختلفی دارند.

کوچولوتر ها غالبا دوست دارند به طرفش بیایند و با او بازی کنند. یا مثلا دستی به سر و گوشش بکشند و او را کشف کنند. مطهره معمولا به دلیلی که خواهم گفت، از آنها فرار می کند.

هم سن هایش، البته در این سن، دوست دارند با او ارتباط برقرار کنند. گاهی هم ممکن است دستش را فشار دهند، بخواهند چشمش را در بیاورند و البته خیلی پیش آمده که توی صورتش جیغ بکشند که مطهره هم بدون درنگ می زند زیر گریه. گریه ای که هر که نداند فکر می کند آن بچه مثلا او را به قصد کشت زده است. البته خوب قبول کنید که جیغ هم… بعضی بچه های هم سن و سالش هم می خواهند او را ببوسند که البته در این سن، بلد نیستند و اگر ما متوجه نشویم یا دیر بجنبیم اشتباهی او را گاز می گیرند. بگذریم از بچه هایی که مادرهایشان با ذوق و شوق تعریف می کنند که بچه ام بقیه بچه ها را گاز می گیرد و موهایشان را می کشد.

بدیهی است که با این اتفاقات پیش آمده، مطهره از بچه های هم سن و کوچکتر از خودش می ترسد. چون احساس خطر می کند. این در حالیست که مطهره هیچ وقت در برخورد با بچه های دیگر، جیغ نمی زند و گاز نمی گیرد.

اما بچه های بزرگتر از خودش دو دسته اند. به لحاظ درک و فهم که خوب همه شان شکر خدا به رشد خوبی رسیده اند و همین بزرگتر بودن، باعث می شود مطهره احساس کند آنها دیگر سن گاز گرفتن و جیغ زدنشان گذشته. به طرف آنها می رود تا با آنها دوست شود و بازی کند. بعضی از این بچه ها، معصومانه با او بازی می کنند و چون از او بزرگتر هستند، از او حمایت می کنند و او را دوست می دارند. اما بعضی هایشان همچین بدشان نمی آید که زیر زیرکی یک ویشگون از مطهره بگیرند. یا اگر مطمئن بودند کسی آنها را نمی بیند، خلاصه یک جوری به او آزار می رساندند. که سعی می کنیم قبل از وقوع هر اتفاق بدی، مطهره را از شر چنین بچه هایی نجات دهیم.

اما واقعا چرا؟

چرا بچه های معصوم و پاک کوچکی که حتی شاید به یک سال هم نرسیده باشند…

چرا کوچولوهایی که ذاتا میل به بدی کردن ندارند و لوح دلشان صاف و دست نخورده است…

می دانم می دانم، آنها کودکند. نمی دانند. دارند کودکی می کنند. اما آیا کودکی کردن به معنای اذیت است؟!

اگر مطهره هم اهل اذیت و آزار بچه های دیگر بود، شاید فکر می کردم همه ی بچه ها اینطوری هستند. اما چون یک مثال نقض پیدا کرده ام، نمی توانم تعمیم بدهم. می دانم که حتما بچه های دیگری هم مثل او هستند. که بازیگوش باشند، بچگی بکنند، اما حتی در دنیای کودکی شان هم کودکی را آزار ندهند.

کوچولویی در بین دوستانمان بود که گاز می گرفت. او را بردند پیش روانپزشک کودک. گفته بود با توجه به سنش طبیعی است. بزرگ تر شود درست می شود. اما آیا چنین کاری واقعا طبیعیست؟ نمی دانم! شاید با نوع برخوردی که ما با این فطرت های پاک داریم، کارهای آنها طبیعی باشد.

اما مگر رفتار ما چقدر در خلق و خوی کوچولوهایمان تاثیر دارد؟ حتما زیاد. خیلی زیاد.

گاهی پیش می آید که این کوچولوها در دنیای کودکی خودشان، کاری کنند که ما را عصبانی کند. البته در خیلی از موارد، کارهای آنها اصالتا «کار بد» به حساب نمی آید. آنها یا دارند چیز جدیدی کشف می کنند یا می خواهند بازی کنند. اما کارشان ما را ناراحت می کند. اگر ما از کارشان عصبانی شویم و با رفتارهای نادرست و نامناسب، با آنها برخورد کنیم، خوب این رفتارهای نامناسب را از خود ما می آموزند.

بگذارید کمی از خودم تعریف کنم. من تا امروز، نهایتا دو سه بار در حال عصبانیت به دخترم تشر زده ام. فحش دادن که اصلا در مخیله ام نمی گنجد. البته آن دو سه بار هم اشتباه بوده است. توجیهش نمی کنم. اما این را فهمیده ام که وقتی در همان حال عصبانیت، به او تشر می زنم، او هم یک رفتار غیر معمول از خودش نشان می دهد، یا لجبازی می کند و اصرار دارد اشتباهش را تکرار کند. اما وقتی عصبانیتم را کنترل می کنم، بعد با یک حالت تصنعی کمی صدایم را بلند می کنم و او را از کار اشتباهش منع می کنم، مدتی نگاهم می کند و حتی اگر باز هم آن کار را انجام دهد، خبری از آن حالت عصبی گونه نیست. بعد در کمال آرامش از مهارت های تربیتی مربوط به سن او استفاده می کنم.

چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه خوشمان بیاید و چه بدمان بیاید، ما برای تربیت فرزندانمان، اول باید خودمان را تربیت کنیم. اول باید به رفتار خودمان تسلط پیدا کنیم. اول باید نفس خودمان را تسلیم حضرت حق کنیم تا بعد قدرت پیدا کنیم موجود دیگری را هم تربیت کنیم. وگرنه همان می شود که تا کنون شده است. در حالیکه قرار است ما با تربیت فرزند، مصداق اسم «رب» حضرت حق شویم و برای این مربی بودن، باید از خودمان شروع کنیم.